اسلام ستیزی در غرب
 
 
 

براندازی نرم ایران در بازی رایانه ای

«قدرت مردمی: بازی مقاومت مدنی» یک بازی سیاسی اجتماعی است که هدف آن ایجاد انگیزه و راه‌کار لازم برای براندازی حکومت‌ها از جمله ایران می‌باشد.

بازی «قدرت مردمی: بازی مقاومت مدنی» (People Power: The Game of Civil Resistance) در خصوص سیاست، استراتژی، و تغییرات اجتماعی می‌باشد. ابن بازی به سفارش «مرکز بین‌المللی منازعات بدون خشونت» (ICNC) و توسط شرکت یورک زیمرمان ساخته شده است.

 بازی «قدرت مردمی: بازی مقاومت مدنی»

بازی «قدرت مردمی: بازی مقاومت مدنی»

شرکت سازنده این بازی در معرفی محصول خود آورده است: شما در این بازی نقش رهبر یک جنبش مردمی را دارید که علیه رژیم‌ها و حکومت‌های فاسد، اشغالگر یا غیر دموکراتیک می‌جنگند . تنها سلاح شما مهارت استراتژیک و نبوغتان است و تصمیمات لازم را برای مبارزه با حکومت اتخاذ می‌کنید. پس از اینکه شما مسئولیت تجهیزات و منابع انسانی جنبش را به عهده گرفتید، می‌تواند نیروهای جدیدی را جذب کرده و برای خود هم‌پیمانانی را ایجاد کنید. شما همچنین در این بازی لازمه برنامه‌ریزی استراتژیک و مهارت‌های ضروری برای انتخاب اهداف و تاکتیک‌ها را می‌آموزید.

«قدرت مردمی» شامل مدل‌های تاریخی و سیاسی کنش‌های اجتماعی است که متشکل از عوامل سیاسی، اقتصادی، قومی، مذهبی، رسانه‌ای و غیره می‌باشد. شما همچنین می‌توانید سناریوهای خود را ساخته و آنها را به سایت این بازی ارسال کنید تا در اختیار دیگر بازی‌بازها نیز قرار بگیرد.

سازندگان آمریکایی این بازی، یعنی شرکت یورک زیمرمان، ادعا کرده‌اند هدف از ساخت آن ارائه تجربه و اقدامات لازم به بازی‌بازها است تا آنها بتوانند از آن تجربیات در راستای استراتژی‌های مقاومت‌های مدنی در منازعات عدالت‌خواهانه و حقوق بشر استفاده کنند.

«قدرت مردمی» برای رده سنی ۱۴ سال به بالا و به زبان انگلیسی می‌باشد. قرار است بزودی این بازی به زبان‌های عربی، فارسی، اسپانیایی، و روسی نیز ترجمه شود.

مسلماً این بازی یکی از مصادیق بارز جنگ نرم است که در آن سعی می‌شود با ساخت بازی و ارائه آن به مردم کشورهای مخالف سیاست‌های آمریکا، مردم این کشورها را با نام عبارات دهان‌پرکنی چون عدالت، آزادی، و حقوق بشر علیه حکومت‌های خود و در راستای منافع آمریکا بشورانند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 فروردین1390ساعت 17:28  توسط m  | 

استفاده از اهرم حقوق بشر علیه تهران

شورای ملی ایرانیان آمریکا به تازگی میزبان مراسمی در کپیتول هیل(واشنگتن) بود که موضوع آن حقوق بشر در ایران و آنچه جامعه بین‌الملل می‌تواند برای مقابله با این روند انجام دهد، بود.

گزارش این جلسه و انتشار اظهارات شرکت کنندگان آن به معنای تایید این اظهارات نیست و تنها برای اطلاع مخاطبان منتشر می شود.

نشست حقوق بشر در ایران

نشست حقوق بشر در ایران

عنوان این مراسم «پاسخی به خواست مردم ایران برای حقوق بشر» بود. در این مراسم چهره هایی چون نادر هاشمی، یکی از نویسندگان کتاب«بازگشت مردم، جنبش سبز و نبرد مردم ایران برای آینده»، علیرضا نادر، تحلیلگر مسایل بین‌الملل در موسسه رند و سارا لی ویتسون، دبیر بخش دیده بان حقوق بشر در خاورمیانه و شمال آفریقا حضور داشتند.

علاوه بر آن کیث الیسون، نماینده دموکرات از ایالت مینه سوتا در مجلس نمایندگان و از طراحان اصلی قانون حمایت از مردم ایران در کنار یوناس هافستورم، سفیر سوئد در ایالات متحده و نازیلا فتحی، خبرنگار پیشین نیویورک تایمز در ایران در کنار سوزانا نوزل، دستیار وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور نهادهای بین‌المللی مشارکت داشتند.

در این میزگرد طیف وسیعی از موضوعات از جمله وضعیت حقوق بشر در فضای کنونی ایران، شرایط جنبش سبز، ناآرامی های جاری و ارتباط شان با ایران و همچنین نقشی که ایالات متحده و جامعه بین‌المللی می‌توانند در مقابله با نقض حقوق بشر در ایران ایفا کنند مورد بررسی قرار گرفت.

حاضران در این نشست در این مورد که تحریم‌ها، توقیف اموال و منع سفر مقامات جملگی گام‌هایی در مسیر درست است و سیاست های ایالات متحده با هدف حمایت از فعالان ایرانی انجام می شود به بحث و تبادل نظر پرداختند.

ویتسون اعتقاد داشت وضعیت کنونی ایران با توجه به ناآرامی هایی که در سطح منطقه روی داده کاملا متفاوت است. او ارجاع پرونده لیبی به دادگاه بین المللی جنایی از سوی شورای امنیت را بی سابقه توصیف کرد و آن را پیش زمینه وقوع تحولات جدی برای تغییر واقعی در ایران دانست.

هاشمی بر این باور بود که حمایت ایالات متحده از مصر و تونس بر دید مردم از آمریکا در سطح منطقه تاثیرگذار خواهد بود چرا که ایالات متحده دیگر از دیکتاتورها در این دو کشور حمایت نمی کند اگرچه او یادآور شد بحرین و عربستان سعودی این نگاه را مخدوش کرده و اعتبار این ادعا که آمریکا دیگر به دنبال حمایت از دیکتاتورها در منطقه نیست را زیر سوال می برند.

تا آنجا که به شکل گیری سیاست ها در منطقه مربوط می شود هاشمی اعتقاد داشت ایالات متحده باید استراتژی فراگیری با نگاه به وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در خارومیانه تبیین کند.

الیسون گفت «با توجه به تحولات منطقه‌ای زمانی مناسب برای بازنگری در سیاست و روابط آمریکا با خاورمیانه و ایران است». او هم بر این باور بود که حقوق بشر باید یکی از اصول اصلی در سیاست آمریکا در خاورمیانه باشد.

الیسون معتقد است ایالات متحده باید روی حقوقی جهانی که خود داعیه دارش بوده، ایستادگی کند و این که روابط ما با سایر کشورها باید انعکاس دهنده این مساله باشد. او دیدگاه خود را این گونه ترسیم کرد: در این رویکرد جوامعی که به حقوق بشر احترام می گذارند «جوامعی باثبات تر برای اینده» هستند. ایران از دید الیسون نمونه‌ای از بی نظمی گسترده است که خاستگاهش وجود حاکمیتی است که حقوق بشر را به شکلی فراگیر نقض می کند.

الیسون در رابطه با خط مشی ایالات متحده در قبال ایران می‌گوید: آمریکا از طریق اعمال تحریم ها و سایر اقدامات سعی دارد نقشی متعادل کننده داشته باشد اما هر سیاست جدیدی باید با حمایت جامعه بین المللی برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در این کشور تدوین شود.

الیسون با اشاره به رهبری جدید کنگره یادآور شد که آمریکا نباید به مواضع خصمانه علیه ایران رجعت کند چرا که این سیاست کارگر نبوده است. الیسون می گوید: سکوت آمریکا در قبال مساله نقض حقوق بشر در ایران حامل این پیام است که ما فقط به منافع خود اهمیت می دهیم که نباید این چنین باشد «بازی سکوت دیگر قابل قبول نیست».

به گفته الیسون بازداشت اخیر رهبران مخالفان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسران آنها مستلزم اقدام بین المللی است که باور دارد ایالات متحده و متحدانش باید اطمینان حاصل کنند ایران از این مساله اطلاع دارد که ما خواستار آزادی این دو فعال حقوق بشر و دموکراسی هستیم.

الیسون تاکید دارد زمان آن رسیده که ارزش های ایالات متحده و شعارهایش همسو شوند و نباید اجازه داد شرایط کنونی به واسطه منافع اقتصادی و استراتژیک در منطقه ادامه پیدا کند. او همچنین یادآور شد ایالات متحده همیشه حامی تحولات دموکراتیک متعالی و احترام به حقوق بشر بوده و این که «باز هم می تواند این چنین باشد».

الیسون در پایان اظهاراتش خواستار از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایران شده و یادآور شد که ۳۰ سال نبود رابطه و ۱۵ سال اعمال تحریم ها موجب از دست رفتن توان آمریکا برای همکاری و تعامل با ایران شده و این سیاست باید به نفع سیاست های جدید کنار گذاشته شود. «امتناع از حرف زدن با ایران فقط به معنای باقی ماندن مشکلات و حل نشدن آن ها خواهد بود».

یوناس هافستروم، سفیر سوئد در ایالات متحده سخنان خود را با گفتن این که سوئد عمیقا به حقوق بشر جهانی اعتقاد دارد و همین مساله مبنای خشم این کشور از نقض حقوق بشر در ایران است، آغاز کرد. او تصریح کرد تحریم ها کافی نیستند، گفتگو باید از سرگرفته شود و این احتمالی است که سوئد به تحقق آن اعتقاد دارد.

افزایش صدور احکام اعدام در ایران به شکل فزاینده ای مشکل ساز شده و سفیر بر این باور است که باید به این مساله پرداخته شود. او ادامه داد: افزایش استفاده از احکام اعدام در ایران به ویژه در مورد کسانی که فقط مخالفت خود را ابراز کرده اند به علاوه آزادی اینترنت دو دغدغه اصلی در حوزه حقوق بشر هستند که در ایران در حال وقوع هستند.

تعامل و تلاش های چندجانبه از جمله مداخله شورای حقوق بشر سازمان ملل به اعتقاد هافستروم ضرورت دارد. این تلاش ها باید حمایت سوئد از ایجاد شورای نظارتی ویژه ایران از سوی شورای حقوق بشر را در برگیرد. او اظهاراتش را با این سخنان به پایان برد که حمایت از حقوق بشر وظیفه همه دولت هاست اما وقتی آنان در انجام این وظیفه ناکام بودند جامعه بین المللی باید وارد عمل شود و از این که حقوق بشر در عرصه بین المللی محترم شمرده می شود اطمینان حاصل کند.

نازیلا فتحی با برجسته ساختن تعداد افرادی که به زندان افکنده شده اند و تعدادشان در سال ۲۰۱۰ به ۵۴۲ و تا این مقطع از سالجاری به ۱۵۰ تن رسیده است، سخنان خود را شروع کرد. به گفته فتحی اگر این روند ادامه پیدا کند سالانه هزار نفر به زندان می افتند که با توجه به این که در سال ۲۰۰۵ میلادی ۹۴ نفر با حکم اعدام مجازات شدند آماری نگران کننده است.

او یادآور شد این زندانیان در ابعاد گسترده اعدام می شوند که گاهی تعدادشان به حدود ۶۰ تن می رسد بی آن که به طور رسمی این مساله اعلام شود. به گفته فتحی این افراد معمولا به اتهام قاچاق موادمخدر یا اعتیاد محکوم می شوند. افزایش قابل توجه استفاده از احکام اعدام به انضمام وجود نزدیک به هزار زندانی سیاسی وضعیت رقت آمیز حقوق بشر در ایران را مشهودتر می سازد.

فتحی می گوید که هر مرگ در ایران اهمیت دارد چرا که بر خشم و نفرت مردم می افزاید. او می گوید که در غیاب توجه جامعه بین‌المللی، نهادهای مدنی مسالمت آمیز ممکن است کنار گذاشته شوند و گروه های خشن‌تر جایی بر کنترل خود بر جامعه باز کنند.

فتحی همچنین به فضای ایران اشاره می کند که در رژیم ایران خلق شده و اخلال در دریافت امواج کانال های ماهواره ای، تلفن های همراه و حتی محتواهای نوشتاری را در برمی گیرد. به گفته فتحی اعمال فشار بین المللی در واکنش به وضعیت دلهره آور فعالان حقوق بشر و آزادی رسانه ای موثر واقع می شود و دولت ایران را در گذشته بارها از ادامه رفتارش منصرف ساخته است.

فتحی در پایان اظهاراتش به این مساله اشاره می کند که جنبش سبز عمدتا جنبشی فراگیر از جنبش های اپوزیسیون است که اساسا به دنبال شکل دادن به انقلاب دیگری چون سال ۱۹۹۷ نیست بلکه بیشتر به دنبال اصلاحات است.

سوزانا نوزل سخنانش را با یادآوری این موضوع آغاز کرد که حقوق بشر سنگ بنای سیاست آمریکا به ویژه در منطقه خاورمیانه و در واکنش به ناآرامی های اخیر است. به گفته او یکی از این تلاش ها، تلاش برای ایجاد دیده بان ویژه حقوق بشر برای ایران در چارچوب شورای حقوق بشر سازمان ملل است تا از نزدیک وضعیت حقوق بشر در ایران را تحت نظر بگیرد.

او با یادآوری شرایط خاص و دشوار ایران تحقق این هدف را دشوار و جنگی سخت توصیف می کند اما با این حال معتقد است، حرکت در جهت ایجاد اولین نهاد نظارتی برای تحت نظر قرار دادن وضعیت ایران پس از سال ۲۰۰۶ به جریان افتاده است. به گفته نوزل تهران به سختی در سازمان ملل در تلاش بوده توجه ها را از وضعیت حقوق بشر خود منحرف سازد و حتی درصدد پیوستن به شورای حقوق بشر برآمد.

براساس اظهارات نوزل سازمان ملل به جهانیان اجازه می دهد این مساله که سابقه حقوق بشری ایران نه تنها دغدغه آمریکا که تمامی جهانیان است دیده شود. «با برجسته شدن ادامه سرکوب دانشجویان و مطبوعات» نوزل اعتقاد دارد جامعه بین‌المللی نباید عقب نشینی کند و به جای آن بر فشارهای خود برای تغییر بیافزاید.

نوزل با اشاره به هدف نهایی ایجاد مجموعه نظارتی حقوق بشر برای ایران تصریح می‌کند که نباید انتظار داشت این طرح دستاوردهای یک شبه داشته باشد اما از آن تحت عنوان «گامی در مسیر صحیح» یاد می کند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 فروردین1390ساعت 17:27  توسط m  | 

معرفی کتاب “آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران”

نویسنده: کامران غضنفری

معرفی کتاب "آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران"

معرفی کتاب "آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران"

ناشر: تهران: مؤسسه انتشاراتی کیا

تعداد صفحات: ۴۹۶ص

سال انتشار: –

شابک: ۱-۲۲-۶۰۳۵-۹۶۴

قیمت: ۲۰۰۰۰ ریال

در این کتاب روابط امریکا و ایران با استناد به اسناد و مدارک منتشر شده از سوی امریکاییان همچنین اسناد لانه جاسوسی بررسی و ارزیابی می شود . نگارنده ابتدا به روابط و مناسبات ایران و امریکا در سال های پس از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲اشاره می کند سپس تحلیلی از روابط ایران در سال های پیش از انقلاب تا ماموریت هایزر (سفیر امریکا در تهران) به دست می دهد .در ادامه مولف با برشماردن منافع از میان رفته و یا مورد تهدید قرار گرفته امریکا در ایران از اقدامات خصمانه امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در دوره کارتر سخن می راند .در سه فصل بعدی سیاست ها و اقدامات دولت های ریگان بوش و کلینتون علیه ایران تشریح می شود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 فروردین1390ساعت 17:26  توسط m  | 

ایران هراسی در میان کودکان آمریکایی

شبکه فاکس قرن بیستم آمریکا، انیمیشنی آمریکایی با عنوان «مرد خانواده» تولید و پخش نموده است که نقش اصلی فیلم در آن با صراحت می گوید: باید به ایران حمله کنیم!

ایران هراسی، فیلم و انیمیشن، جنگ رسانه ای،

ایران هراسی، فیلم و انیمیشن، جنگ رسانه ای،

این بخش یک دقیقه ای از فیلم که مربوط به یکی از قسمتها تحت عنوان «بازدید از محل سابق مرکز تجارت جهانی» است و حاوی دیالوگ حمله به ایران است، توسط یکی از ایرانیان ساکن خارج در فضای اینترنت قرار داده شده که حدود ۵ میلیون نفر از آن دیدن کرده اند و حدود ۲۰ هزار نفر برای آن نظر گذاشته اند. در این قسمت خودزنی سیاسی آمریکا در حمله به برج های تجارت جهانی را به کشورهای اسلامی نسبت داده و درنهایت این نتیجه اتخاذ می شود که باید به ایران حمله کنیم!

مدت هاست که رسانه های غرب، موضوع “ایران هراسی” و “اسلام هراسی” را به عنوان یکی از مهمترین سرفصل های جنگ نرم، در برنامه ی خود قرار داده و برای آن سریال، فیلم سینمایی و انیمیشن های زیادی را ساخته و خواهند ساخت.

یکی از این رسانه های غربی که روی محور ایران هراسی فعالیت بسیاری انجام داده است “کمپانی فاکس قرن بیستم” است که اتفاقا متعلق به فردی یهودی به نام رابرت مرداک است. این شبکه سریال هایی از جمله سریال پربیننده و طولانی “۲۴″ را ساخته که در آن به صورت مستقیم اسلام را به عنوان ایدئولوژی تروریسم و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اسپانسر تروریسم معرفی می کند.

البته سریال “۲۴ ” از جمله تولیداتی است که اساسا با هدف پرداختن به موضوع تروریسم و نسبت دادن آن به جوامع مسلمان و دشمنان آمریکا ساخته شده است، لیکن بسیاری از تولیدات تلوزیونی و سینمایی و حتی محصولات رسانه ای برای کودکان هستند که با موضوعات غیر مرتبط ساخته می شوند ، اما با این حال، گاه و بی گاه و به هر بهانه ای دقایقی از فیلم را ولو به اندازه یک دیالوگ کوتاه به موضوعات ایران هراسی و اسلام هراسی می پردازند تا اولا با یک فیلم تهاجمی روبرو نباشیم و مواضع صریح علیه آن نگیریم و ثانیا در تعداد زیادی از فیلم ها این موضوعات مطرح شده و عادی سازی شود که این امر با پذیرش بیشتری همراه است. در چنین شرایطی ایرانیان زیادی در جهان هستند که با احساس وطن دوستی و حساسیت این موضوعات را دنبال و نسبت به آن مواجهه صورت می دهند.

در «مرد خانواده» که موضوع آن خانواده ای است که در یک شهر خیالی زندگی می کند، در یکی از قسمتها تحت عنوان «بازدید از محل سابق مرکز تجارت جهانی» از زبان یکی از کاراکترها به نام پیتر (پدر خانواده) به حمله به ایران اشاره می شود. پیتر قصد دارد خانواده خود را برای تفریح به گرند کنیون (دره ای عمیق در سر راه رودخانه کلرادو واقع در شمال ایالت آریزونا که یکی از عجایب طبیعی جهان محسوب می شود) ببرد. آنها با ماشین شخصی شان به سوی این محل راه می افتند که ناگهان از محل سابق مرکز تجارت جهانی (که در حملات یازده سپتامبر نابود شد) سر در می آورند.

پسر خانواده می پرسد: «چرا ما آمدیم نیویورک؟ من فکر کردم می خواهیم برویم گرند کنیون!» مادر خانواده می گوید: «برای گرامیداشت قربانیان.» پدر خانواده (پیتر) می گوید: « اینجا جایی است که اولین انسان پیر شد.» سگ خانواده (برایان) حرف او را تصحیح می کند و می گوید: «پیتر، این محل حملات تروریستی یازده سپتامبر است.» پیتر می پرسد: صدام حسین این کار را انجام داد؟ برایان می گوید: نه.

-ارتش عراق؟

-نه

یک نفر از عراق؟

- نه

– همان زنی که یک بار از عراق دیدن کرد؟

- نه پیتر، عراق هیچ نقشی در این حمله نداشت. آن کار یک مشت عربستانی، لبنانی و مصری بود که از سوی یک فرد عربستانی حمایت مالی می شدند، در افغانستان زندگی می کردند و پاکستانی ها هم به آنها پناه داد.

– منظورت اینه که ما باید به ایران حمله کنیم؟

در این باره علی قریب ایرانی ساکن خارج ، با نوشتن مطلبی ، تحت عنوان «مرد خانواده منطقِ «حمله به ایران» نومحافظهکاران را به مسخره می گیرد» می گوید:«هیچ وقت فکر نمی کردم این حرف را بزنم اما مثل اینکه کارتون طنز خانوادگی فاکس یعنی «مرد خانواده»، درباره سیاست آمریکا در قبال ایران حرفهایی برای گفتن دارد.»

او در ادامه می افزاید:«فاکس کار توجیه منطق نومحافظه کاران مبنی بر جنگ با ایران را بر عهده ابلهی در ایالت رود آیلند و سگ سخنگوی الکلی اش گذاشته است. تلاشی که در اینجا برای توجیه این منطق صورت گرفته، مضحک بودن این منطق را از اساس نشان می دهد.»

عرصه سازی برای حمله به ایران کارکرد نخست این انیمیشن است که فضای ذهن کودکان را آماج خود قرار می دهد. شاید اگر هر کشور ثالثی آمریکا را با این جملات تهدید به حمله کند پاسخی کوبنده از جانب آنها دریافت کند اما تهدید کشورهای دیگر توسط آمریکا چیزی است که در میان محصولات رسانه ای ایالات متحده بیش از حد عادی شده است!

 |+| نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390ساعت 6:51  توسط m  | 

نگاه هالیوود به مسلمانان متعصبانه و غیرواقعی است

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی تحت عنوان «هالیوود بی‌توجه به تعاملات بین شرق و غرب» که اخیرا منتشر شده است، به این قضیه اشاره کرد که همواره هالیوود بدون توجه به حقایق، همواره از دیدگاه آمریکایی‌ها به مسائل دنیا می‌نگرد و در این میان همواره به دین اسلام و پیروانش نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت داشته است.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی تحت عنوان «هالیوود بی‌توجه به تعاملات بین شرق و غرب» که اخیرا منتشر شده است، به این قضیه اشاره کرد که همواره هالیوود بدون توجه به حقایق، همواره از دیدگاه آمریکایی‌ها به مسائل دنیا می‌نگرد و در این میان همواره به دین اسلام و پیروانش نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت داشته است.

هالیوود و تهاجم فرهنگی

هالیوود

در ابتدای این گزارش، به مراسم اسکار ماه گذشته اشاره شده که در بخش فیلم‌های خارجی زبان، چهار فیلم از پنج فیلم نامزد شده در این بخش، به نوعی به رابطه غرب با دین اسلام پرداخته بودند که از این میان فیلم دانمارکی «در جهانی بهتر» (بهشت) که مستقیما به چنین موضوعی می‌پردازد برنده جایزه این بخش شد.

«سوزان بایر»، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم «در جهانی بهتر» که اول آوریل در نیویورک به نمایش درآمد، درباره چنین اتفاقی در این دوره از رقابت‌های اسکار گفت: من که فکر نمی‌کنم این قضیه اتفاقی باشد و گرایش آکادمی اسکار به این سمت سو ناخودآگاه نبوده است.

شخصیت اصلی فیلم «در جهانی بهتر»، یک پزشک دانمارکی است که به منظور انجام یک ماموریت انسان دوستانه دائما در حال رفت‌ و آمد میان کمپ‌های پناهندگان در کشوری چون سودان و شهری کوچک در دانمارک است. این پزشک در هردو منطقه با یک سوال اساسی و اخلاقی روبرو می‌شود: که آیا گاهی اوقات استفاده از خشونت لازم و توجیه شدنی است.

در اینجا این سوال مطرح است که چرا ایالات متحده آمریکا خود را با موضوع بحث‌برانگیز سینمای جهان درگیر نمی‌کند؟ چرا فیلم‌هایی با مضامینی که دیگر فیلمسازان را نیز برانگیزد نمی‌سازد؟ و چرا زمانی که درباره اعراب و مسلمانان فیلم‌ می‌سازد آنها را تا به این اندازه بسیار سطحی و در حاشیه به تصویر می‌کشد؟

«متیو برننستین»، مولف کتاب «دیدگاه‌های شرق: شرق گرایی در فیلم» و استاد دپارتمان مطالعات رسانه‌ای و سینمایی در دانشگاه ایموری آتلانتا گفت: این البته بدین معنا نیست که هالیوود تاکنون فیلمی با موضوع جهان اسلام نساخته است، چون فیلم‌هایی چون «گنجه درد»، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال گذشته، «سریانا» برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد (جورج کلونی)، و همچنین «سه پادشاه» از جمله فیلم‌هایی هستند که موضوع آنها در خاورمیانه معاصر اتفاق می‌افتد ولی نکته مهم این است که در اکثر این فیلم‌ها شخصیت اصلی آمریکایی‌ها هستند تا اینکه مردم خود خاورمیانه.

وی افزود: من بعید می‌دانم که هالیوود متوجه پتانسیل زیادی که در گیشه سینماهای جهان برای ارائه تصویری واقعی و به دور از تعصب از مسلمانان و دین اسلام وجود دارد، نباشد، ولی مسئله این است که به هرحال ارائه تصویری متعصبانه و غیر واقعی از هرکس در حالی که آن‌کس تهدیدی برای منافع آمریکا محسوب ‌شود، راحت‌تر و به نفع‌تر است.

روزنامه نیویورک تایمز در ادامه می‌نویسد: البته این الگو استثناء‌هایی هم دارد که از جمله آنها می‌توان به فیلم «آمریکا» (Amreeka) محصول سال ۲۰۰۹ اشاره کرد، این فیلم تصویرگر خانواده‌ای فلسطینی است که از سواحل غزه به شیکاگو مهاجرت می‌کنند و در آنجا با رفتارهای متعصبانه مردم این ایالت روبرو می‌شود، البته فیلم «بیننده» محصول سال ۲۰۰۹ نیز از این جمله است.

«مک‌کارتی»، کارشناس آمریکایی علاقمند به مسائل خاورمیانه که اخیرا برای همکاری با چند فیلمساز لبنانی به بیروت سفر کرده است، گفت: مردم لبنان روحیه فوق‌العاده گرم و صمیمی داشتند به طوری‌که به یاد اقوام ایرلندی خود می‌افتادم، من در آنجا چیزهایی دیدم که پیش از این در فیلم‌های آمریکایی ندیده بودم.

وی افزود: من هم‌اکنون در حال ساخت فیلمی شخصیت محور با بودجه‌ای اندک هستم که سعی دارم تا آزادانه فارغ از آنکه نگران تعصب‌ها و گرایش‌های فردی و گروهی و استراتژی‌های بازاریابی حقیقت را به تصویر بکشم، آنچه که در سیستم استودیویی هالیوود کاملا متفاوت است.

 |+| نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390ساعت 6:50  توسط m  | 

انقلاب اسلامی ایران محرک اصلی قیام‌های مردمی منطقه است

مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما، انقلاب اسلامی ایران را محرک اصلی قیام‌های مردمی در منطقه خواند و اعتراف کرد، سران کاخ سفید آمریکا دچار مشکل شده‌اند.

"جیمز جونز"،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما

"جیمز جونز"،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما

‌ “جیمز جونز″،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما در مصاحبه با شبکه تلویزیونی “سی‌ان‌ان” انقلاب اسلامی ایران را محرک اصلی قیام‌های مردمی خواند و اعتراف کرد، آمریکا دچار مشکل شده است.

جیمز جونز افزود: ایران بر همه تحولات تاثیرگذار است و در هر کشوری که ما در آن دچار مشکل شده‌ایم، ایران بازیگر اصلی است.

وی ضمن اذعان به نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری ملت‌های منطقه گفت: می‌توانید روی این موضوع شرط‌بندی کنید که ایران واقعا در حال تاثیر‌گذاری روی همه چیز است.

این مقام ارشد امنیت ملی آمریکا اقتدار انقلاب ایران را مورد تاکید قرار داد و افزود: ایران اکنون زیر دید رادار پرواز می‌کند.

جونز در ادامه سخنانش اظهار داشت: کاملا مشخص است که قیام‌های مردمی آغاز شده در منطقه همان چیزی است که تهران از آن خشنود است.

مشاور سابق امنیت ملی اوباما نسبت به قیام مردمی در یمن و خطر خارج شدن کنترل این کشور از دست علی عبدالله صالح ابراز نگرانی کرد.

وی قیام مردم یمن با میعار دمکراسی آمریکایی همراه ندانست و در راستای سیاست‌های دوگانه واشنگتن در قبال ملت‌های به ستوه آمده از ظلم و جور، یمنی‌ها را برای اینکه منافع واشنگتن را به خطر می‌اندازند، تروریست خطاب کرد.

 |+| نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390ساعت 6:47  توسط m  | 

بررسی راهبرد غرب در برابر انقلاب‌های خاورمیانه

ورود سخت آمریکا به معادلات نرم منطقه

سال‌هاست که غرب می‌کوشد قدرت نرم و پایگاه‌های اجتماعی مردمی منطقه را به سوی خود متمایل کند، اما امروز ملت‌های منطقه در پی استقلال، آزادی و آرمان‌های الهی هستند. امروز فریاد‌های الله اکبر سرتاسر منطقه را در بر گرفته است؛ آیا رؤیاهای «خاورمیانه‌ی جدید»، غرب در هم شکسته شده است؟

راهبرد غرب در برابر انقلاب‌های خاورمیانه

راهبرد غرب در برابر انقلاب‌های خاورمیانه

تحولات اخیر منطقه‌ی خاورمیانه از جهات متعددی قابل بحث و بررسی است. هر چند آمریکا و غرب به دلیل منافع متعدد و راهبردی در منطقه به هر شیوه‌ی ممکن درصدد مقابله با روند مردمی شدن حکومت‌های خاورمیانه هستند، اما شواهد و قراین بیان‌گر آن است که انقلاب‌های مردمی در کشورهای منطقه ریشه‌دارتر از آن است که با فریب‌های سیاسی بتوان آن‌ها را مهار کرد و یا حداقل در پیش روی آن‌ها ریل‌گذاری نمود. امروز اوضاع در بحرین، لیبی، یمن، اردن و حتی مصر بیش از پیش برخلاف انتظارهای کشورهای غربی و ایالات متحده پیش می‌رود و معادلات خاورمیانه یکی پس از دیگری به نفع جریان‌های مردمی رقم می‌خورد. با این حال آن‌چه که غرب طی چند هفته‌ی گذشته به عنوان اصلی‌ترین راهبرد در مقابله با جریان‌های مردمی در منطقه پیش گرفته است ورود سخت و نظامی به معادلات نرم منطقه است. امری که به اذعان بسیاری از صاحب نظران نه تنها در بلند مدت اهداف غرب را تأمین نمی‌کنند بلکه با تسریع روند دومینوی انقلاب‌ها، چهره‌ای مخدوش برای آمریکا در ذهن ملت‌های آزادی‌خواه رقم خواهد زد.

بحرین نماد آشکار رفتار پارادوکسیکال غرب

هرچند بحرین کشور بسیار کوچکی در منطقه محسوب می‌شود و جمعیت این کشور نیز بسیار کم است، با این حال نمی‌توان از اهمیت استراتژیک و راهبردی این کشور به سهولت عبور کرد. در حقیقت منامه یکی از پایگاه‌های اساسی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه است که بخشی از راهبردهای ملیتاریستی واشنگتن در خاورمیانه را پی‌گیری می‌کند. ورود نیروهای نظامی عربستان و امارات به بحرین برای سرکوب معترضان در حالی صورت گرفت که آمریکا با سکوت معنادار خود در این خصوص ننگی سنگین را بر دامان حقوق بشری و دفاع از دموکراسی خود ثبت کرد.

ورود نیروهای نظامی کشورهای عضو همکاری شورای خلیج فارس به بحرین در حالی صورت گرفت که «جو بایدن» چند ساعت پیش با آل‌خلیفه دیدار و گفت‌وگو کرده بود البته رفتار متناقض دولت آمریکا در برخورد با اعتراض‌های مردمی در بحرین به همین جا ختم نشد و چندی پیش معاون رییس جمهوری آمریکا در تماس تلفنی با ولیعهد بحرین از تلاش‌های سرکوب‌گرانه‌ی‌ رژیم آل‌خلیفه برضد مردم به طور رسمی حمایت کرد و گفت: «اقدام‌هایی که «سلمان بن حمد آل خلیفه» برعلیه مخالفان انجام داد، گام مهمی بوده است!»

اقدام‌های سرکوب‌گرانه‌ی کشورهای عربی و دولت آل‌خلیفه بتواند در مقطعی کوتاه از شدت اعترض‌ها بکاهد اما این روند روز به روز بر عمق اعترض‌ها خواهد افزود و در آینده‌ای \شاهد افزایش تصاعدی اعترض‌ها در بحرین هستیم.

اما باید گفت ورود نیروهای نظامی کشورهای بیگانه به بحرین نه تنها تضمین کننده‌ی منافع غرب نیست بلکه عملاً در روندی معکوس حرکت خواهد کرد. ورود نیروهای نظامی اشغال‌گر به منامه، وحدت را در میان نیروهای معترض سیاسی در بحرین تقویت کرده و عزم آن‌ها را برای به زیر کشیدن آل‌خلیفه قوت بخشیده است البته شاید اقدام‌های سرکوب‌گرانه‌ی کشورهای عربی و دولت آل‌خلیفه بتواند در مقطعی کوتاه از شدت اعترض‌ها بکاهد اما باید دانست این روند روز به روز بر عمق اعترض‌ها خواهد افزود و در آینده‌ای نه چندان دور باید شاهد افزایش تصاعدی اعترض‌ها در بحرین باشیم. ضمن آن‌که در مقطع فعلی نیز بحرین به صحنه‌ی درگیری‌های مردمی با نیروهای نظامی بدل گشته است و اقدام‌های غیر انسانی نیروهای نظامی و امنیتی در منامه روز به روز خشم مردم بحرین را افزایش می‌دهد. خشمی که در آینده به مسدود شدن درهای گفت‌وگوی معترضان با دولت و سقوط حکومت آل‌خلیفه منتج خواهد شد.

جنگ نفت در لیبی

اوضاع در لیبی بیش از بیش بحرانی و نگران کننده است. طرح پرواز ممنوع که در شورای امنیت به تصویب رسید درعمل به سندی برای اعمال خشونت‌های نظامی کشورهای غربی علیه لیبی و آغاز یک جنگ تمام عیار بدل شده است. کشورهای غربی و به خصوص آمریکا با چالش مهمی در خصوص راهبری حملات به لیبی مواجه شده‌اند و آمریکا تمام تلاش خود را برای شانه خالی کردن از تبعات این جنگ و واگذار نمودن بحران پیش رو به ناتو انجام داده است. از سوی دیگر بسیاری از کشورهای جهان و حتی برخی از اعضای شورای امنیت نیز با اقدام‌های جنگ افروزانه‌ی غرب در مدیترانه به شدت مخالفت کرده‌اند و روسیه و چین در عمل به صف منتقدان جنگ علیه لیبی پیوسته‌اند.

اما نکته‌ی اساسی که در خصوص آغاز جنگ علیه لیبی توسط کشورهای غربی باید به آن اشاره کرد اهمیت منابع نفتی لیبی برای کشورهای حوزه‌ی مدیترانه است. در واقع اصلی‌ترین دلیلی که غرب پس از چند هفته کشتار مردم بی‌گناه توسط قذافی به فکر حمله‌ی نظامی به این کشور افتاد وجود منابع غنی نفت در این کشور است که کارتل‌های غربی به هیچ وجه نمی‌توانند از منافع این منابع چشم پوشی کنند. لیبی هفته‌هاست که توسط سلاح‌های غربی معمر قذافی به خاک و خون کشیده می‌شود اما زمانی کشورهای غربی به سرگردگی آمریکا و فرانسه جنگ علیه این کشور را آغاز کردند که روابط میان قذافی و غرب به سردی می‌گراید و قذافی در یک افشاگری سعی می‌کند اسناد پرداخت کمک برای تبلیغات نامزدی «سارکوزی» در انتخابات را برملا کند. از این رو می‌توان گفت رویه‌ی جنگ طلبانه‌ی غرب در موضوع لیبی نیز در تناقضی آشکار با شعارهای دموکراسی خواهانه‌ی این کشورهاست و غرب بار دیگر ثابت کرد تنها به منافع خود در معادلات سیاسی در جهان می‌اندیشد.

با این حال غرب هم اکنون درصدد است در مقابل انقلاب مردمی لیبی ریل‌گذاری کند و قطار مردمی این انقلاب را دوباره به ایستگاه‌های غربی رهنمون سازد. آن‌چه که از نشست سران ناتو و کشورهای تماس در لندن بر می‌آید تلاش برای آغاز یک دموکراتیزاسیون کنترل شده است که در آن منافع غرب تضمین شده باشد.

با این حال باید دانست که معادلات انقلاب لیبی برخلاف انتظارهای غرب مدلی غیر قابل پیش بینی است. این انقلاب به دلیل مردمی بودن و هم‌چنین در دست گرفتن بخش قابل توجهی از امکانات و خاک لیبی قابلیت‌های بسیاری دارد که نمی‌توان به سهولت از آن‌ها چشم پوشید. مردم لیبی هم اکنون در برابر حاکمی می‌جنگند و خون می‌دهند که تا چند ماه پیش خیمه‌ی خود را تنها به روی غربی‌ها می‌گشود. بسیاری از سلاح‌هایی که امروز مردم لیبی توسط آن‌ها به خاک و خون کشیده می‌شوند توسط کشورهایی هم‌چون فرانسه، ایتالیا، آمریکا و… تأمین شده و مردم لیبی به خوبی با این مسأله آشنا هستند.

بنابراین می‌توان گفت دخالت نظامی کشورهای غربی در اوضاع لیبی نه تنها اقدام‌های گذشته‌ی آنان را توجیه نمی‌کند بلکه برگ تازه‌ای را از پرونده‌ی سنگین جنایات غرب در منطقه و لیبی رقم می‌زند. اقدام‌های چند هفته‌ی گذشته‌ی انقلابیون در قطع صادارات نفت به اروپا و هم‌چنین اتخاذ مواضع ضد غربی بیان‌گر رویکرد استقلال طلبانه و ضد استعماری مردم لیبی است که بی‌شک تأثیرات چشم‌گیری بر معادلات آینده‌ی لیبی خواهد داشت.

آینده‌ی روشن خاورمیانه‌ی اسلامی

غالب سیاست‌مداران بر این نکته واقف‌اند که عرصه‌ی سیاست، عرصه‌ای نرم است و قدرت و بقا در این صحنه منوط به حمایت‌ها و همراهی‌های مردم و پایگاه‌های اجتماعی است. آن‌چه که امروز در خاورمیانه رخ می‌دهد نتیجه‌ی ده‌ها سال وابستگی حکام کشورهای منطقه به استعمار قدیم و جدید است که موجب تحقیر ملت‌های مسلمان منطقه شده است. مردم امروز در سرتاسر خاورمیانه علیه حکام وابسته به غرب دست به اعتراض زده‌اند و خواهان به زیر کشیدن این وابستگان نظامی غرب در کشورهایشان هستند که آبرو و عزت مسلمانان را در برابر دلارهای آمریکایی معاوضه کرده‌اند.

امروز ملت‌های منطقه‏ی خاورمیانه در پی هویت و استقلال خود هستند که سال‌ها زیر سایه‌ی سنگین غرب قرار داشته است.

در واقع اوضاع در خاورمیانه از آن چیزی که کارشناسان غربی معتقدند ریشه‌دارتر است. امروز ملت‌های منطقه در پی هویت و استقلال خود هستند که سال‌ها زیر سایه‌ی سنگین غرب قرار داشته است. اوضاع در بحرین، لیبی، اردن، یمن، عربستان و… همگی حکایت از پدید آمدن منبع گسترده‌ای از قدرت نرم است که خواهان ایجاد کشورهای مستقل و مردمی است که در راستای اهداف و خواست‌های مردم حرکت کنند. این قدرت نرم بر پایه‌های متعددی بنا شده است که مهم‌ترین آن، بیداری اسلامی است.

از این روست که می‌توان گفت رویارویی سخت با چنین قدرت نرمی تنها به افزایش همبستگی و انسجام مردم منطقه در خصوص خواست‌هایشان منجر خواهد شد. ضمن آن‌که دخالت‌های نظامی کشورهای بیگانه در امور داخلی کشورهای منطقه مردم را یک‌پارچه می‌کند و جای هیچ مصالحه و یا مذاکره با حکومت‌ها را باقی نمی‌گذارد. سال‌هاست که غرب با تهاجم فرهنگی درصدد بود قدرت نرم و پایگاه‌های اجتماعی مردمی متمایل به غرب ایجاد کند، اما امروز به برکت اسلام ملت‌های منطقه در پی استقلال، آزادی و آرمان‌های الهی هستند. امروز فریادهای الله اکبر سرتاسر منطقه را در بر گرفته است و رؤیاهای خاورمیانه‌ی جدید غرب را در هم شکسته است. از این روست که می‌توان گفت ورود سخت غرب به معادلات منطقه خطای فاحشی بود که بار دیگر در کارنامه‌ی سیاسی این کشورها ثبت شد. غرب کنترل بازی در خاورمیانه را از دست داده و دیگر نمی‌تواند با استفاده از قدرت نظامی این کنترل را به دست آورد.

ورود سخت آمریکا به معادلات نرم خاورمیانه ضمن تقویت بنیان‌های اجتماعی این قدرت نرم احتمال نظامی شدن معادلات منطقه را نیز افزایش می‌دهد که در این صورت به دلیل مردمی بودن انقلاب‌ها تهدیدات جدی‌ای نیروهای نظامی آمریکا و ناتو را تهدید می‌کند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 17:4  توسط m  | 

انقلاب اسلامی ایران محرک اصلی قیام‌های مردمی منطقه است

مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما، انقلاب اسلامی ایران را محرک اصلی قیام‌های مردمی در منطقه خواند و اعتراف کرد، سران کاخ سفید آمریکا دچار مشکل شده‌اند.

"جیمز جونز"،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما

"جیمز جونز"،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما

‌ “جیمز جونز″،‌ مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما در مصاحبه با شبکه تلویزیونی “سی‌ان‌ان” انقلاب اسلامی ایران را محرک اصلی قیام‌های مردمی خواند و اعتراف کرد، آمریکا دچار مشکل شده است.

جیمز جونز افزود: ایران بر همه تحولات تاثیرگذار است و در هر کشوری که ما در آن دچار مشکل شده‌ایم، ایران بازیگر اصلی است.

وی ضمن اذعان به نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری ملت‌های منطقه گفت: می‌توانید روی این موضوع شرط‌بندی کنید که ایران واقعا در حال تاثیر‌گذاری روی همه چیز است.

این مقام ارشد امنیت ملی آمریکا اقتدار انقلاب ایران را مورد تاکید قرار داد و افزود: ایران اکنون زیر دید رادار پرواز می‌کند.

جونز در ادامه سخنانش اظهار داشت: کاملا مشخص است که قیام‌های مردمی آغاز شده در منطقه همان چیزی است که تهران از آن خشنود است.

مشاور سابق امنیت ملی اوباما نسبت به قیام مردمی در یمن و خطر خارج شدن کنترل این کشور از دست علی عبدالله صالح ابراز نگرانی کرد.

وی قیام مردم یمن با میعار دمکراسی آمریکایی همراه ندانست و در راستای سیاست‌های دوگانه واشنگتن در قبال ملت‌های به ستوه آمده از ظلم و جور، یمنی‌ها را برای اینکه منافع واشنگتن را به خطر می‌اندازند، تروریست خطاب کرد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 17:2  توسط m  | 

تشکیل ائتلافی از اندیشکده های آمریکا برای فشار بر ایران

با بروز انقلاب‌های دموکراتیک در منطقه خاورمیانه، “اندیشکده دموکراتیک” (Democratic think tank)، موسسه “سیاستهای پیشرو” (Progressive Policy Institute) و گروه طرفدار آزادی در خانه آزادی با هدف تغییر سیاست آمریکا در قبال دشمن اصلی خود در منطقه، یعنی جمهوری اسلامی ایران و با رویکردی سخت‌گیرانه‌تر در خصوص وضعیت دموکراسی در ایران، یک گروه ویژه جدید تشکیل می‌دهند.

“نیروی ویژه جدید استراتژی ایران” که در زیر عنوان”فراتر از تحریم‌ها” فعالیت دارد، متشکل از اعضای زیر است: “ری تکیه”(Ray Takeyh) مشاور ریچارد هالبروک، کنت پولاک از پژوهشگران اندیشکده بروکینگز و برخی دیگر.

اتاق فکر، آمریکا

اتاق فکر، آمریکا

ریاست این گروه مشترکاً بر عهده “اندرو اپوستولو”(Andrew Apostolou) از خانه آزادی و “جاش بلاک”(Josh Block) از موسسه سیاست‌های پیشرو است.

“ویل مارشال”(Will Marshall) رئیس موسسه سیاست‌های پیشرو در یک بیانیه اینترنتی اعلام داشت: “موسسه سیاست‌های پیشرو بر این باور است که جهان دموکراتیک‌تر مطمئناً امنیت بیشتری خواهد داشت. حتی با وجود ظهور جنبش‌های مردمی در سرتاسر منطقه خاورمیانه برای اشاعه دموکراسی، ایالات متحده آمریکا تا به امروز در وادار کردن تهران برای رعایت این اصل جهانی موفقیتی حاصل نکرده است. وقت آن فرا رسیده تا رویکرد جدیدی را اتخاذ نماییم.”

اپوستولو، رئیس میز ایران در خانه آزادی گفت:” دموکراسی و آزادی، موضوعات اصلی منطقه خاورمیانه هستند. رژیم ایران فکر می‌کند که قادر است از اراده مردم برای ایجاد تغییر بگریزد. از اینرو؛ آمریکا و متحدانش به استراتژی نیاز دارند تا بتوانند به مردم ایران کمک نمایند آنچه را در بحث حقوق بشر شایسته آنهاست، دست یابند.”

فهرست کامل اعضای گروه ویژه به شرح زیر است:

اندرو اپوستولو، رئیس؛ خانه آزادی

جاشوا بلاک، رئیس؛ موسسه سیاست‌های پیشرو

جیم آرکادیس(Jim Arkedis)، موسسه سیاست‌های پیشرو

رافائل باردجی(Rafael Bardají)، شورای آتلانتیک

جفری هرف(Jeffrey Herf)، دانشگاه مریلند

کن پولاک(Ken Pollack)، مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه، اندیشکده بروکینگز

استیو بکرمن(Steve Beckerman)، کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل

رنی ردمن (Renee Redman)، مرکز اسناد حقوق بشر ایران

ری تکیه، شورای روابط خارجی

مایکل آدلر(Michael Adler)، مرکز وودرو ویلسون

گلناز اسفندیاری، رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی

شورای مشاوران

دیوید جی. کرامر(David J. Kramer)، خانه آزادی

ویل مارشال، موسسه سیاست‌های پیشرو

لری دیاموند(Larry Diamond)، دانشگاه استنفورد

راب ساتلوف(Rob Satloff)، ‌موسسه سیاست خاورنزدیک واشنگتن

والتر راسل مید(Walter Russell Mead)، دانشکده بارد

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 16:0  توسط m  | 

 

دین و حقوق بشر

 

 

دین و حقوق بشر

 

چکیده:مسئله تعارض دین وحقوق بشر بعنوان دونماد سنت و مدرنیسم از جدی ترین بحث محافل روشنفکری است ، با نگاه تطبیقی به مسائلی چون انسان، حیات، کرامت ، وخصوصا آزادی عقیده وآزادی اندیشه- که شاه بیت غزل های حقوق بشر می باشد- ازدیدگاه اسلام وحقوق بشر وتقابل این دواندیشه دراین موضوعات، کاستی ها و چالش های حقوق بشر چهره می گشاید، و با تأمل جستاری درمسئله قانون گذاری وشرایط آن، اصالت، استحکام وتقدم اسلام بر هرنوع قوانین بشری وخصوصا اعلامیه جهانی حقوق بشر به اثبات می رسد.

کلید واژه : دین، حقوق بشر، انسان، تقابل، حیات و آزادی

پیش نیاز :

امروزه از پرچالش ترین مسائل، مسئله سازگاری وعدم سازگاری دین باحقوق بشراست ، مطالب وپرسش دراین باب به نحوی آراسته شده است که تباین وتقابل ذاتی این دوگزاره را می رساند، چون دراین ساختاراصل دین باهرتلقی وتفسیرکه باشد؛ سنتگرا، یا تجدد گرا، عبودیت وبندگی است که هیچ مصونیت شخصیتی، جسمی، روانی، و… برای انسان قائل نیست ، بلکه گزاره های راکه بنام معروف تعریف شده بایدبپذیرد، وآنچه که بنام منکر تعریف شده باید ترک کند والا عقاب خواهد شد.در اسناد حقوق بشر انسان دارای آزادی واختیار است وادبیاتی که درحقوق بشر بکار رفته است، ادبیات کاملا طلبکارانه است اما زبان دین زبان تکلیف وتسلیم است، درجهان مدرنیته وپست مدرنیسم که فرد گرائی برباور های سنتی غلبه دارد تکلیف معنایی ندارد (۱) پس این عقیده نهادینه می شود که بین دین وحقوق بشر باید یکی را برگزید. حقیقت چیست ؟ تضاد وتباین ذاتی ؟ سازش وتسالم ؟ یایکی اصل ودیگری منبعث از آن ؟ پرسش های است که در این تحقیق پاسخ های آنهارا خواهید یافت

کلیات :

حقوق :

حقوق واژه عربی ازماده حق و در لغت به معنای هستیِ پایدار وثابت است، یعنی هرچیزی که از ثبات وپایداری برخوردار باشد حق است (۲) از این رو قرآن کریم پروردگار را حق می نامند(۳)

ومنظور ازواژه حقوق که درحقوق بشر بکاررفته است، «حقوق تشکیل دهنده نظام سیاسی واجتماعی است، نه حقوقی که به لحاظ اخلاقی به عهده هرکس هست(۴)» (۵)

بشر:

کلمه بشر با واژه های انسان، آدم وبنی آدم مترادف است وبرای عموم افرادِ بشر، اعم از زن و مرد قابل اطلاق است(۶)، آدمى را نسبت بفضائل و کمالات و استعدادهایش انسان و نسبت بجسد و ظاهر بدن و شکل ظاهرش بشر میگویند.(۷)

دین :

دین ازمسائلی است که در زوایای مختلف زندگی مورد بررسی قرارمی گیرد، ازاین رو تعاریف متعدد و بعضا متضادی ارائه شده است، برخی بانگاه درون دینی وبرخی بانگاه برون دینی به تعریف و نقد وکنکاش آن پرداخته است، اما چیزیکه از لابلای این کشمکش هارخ می نماید، این است که دین از تنوع فراوانی برخوردار است ، توحید ویکتاپرستی، اعتقاد به قدرت های جادوی، اعتقاد به تقدس برخی حیوانات و اشیاء و اشکال گوناگون بت پرستی، وحتی مکاتبی چون مارکسیسم واومانیسم را نیزشامل می شود ودرشاخه های مختلف علوم مثل فلسفه دین ، جامعه شناسی دین، روانشناسی دین مورد بررسی قرار می گیرد، این تنوع وگستردگی باعث شده است تاعده قائل شود که تعریف جامع ومانع برای دین امکان ندارد.ساموئل کینگ از اندیشمندان غربی اعتقاد دارد که از دین، هزاران تعریف ارایه شده است.(۸) اما برای اینکه به تعریف مورد نظر، نزدیکترشویم دین را بدوقسم : دینِ وَحیانی ودین بشری(۹) تقسیم می نمایم. وباید گفت آنچه دراین جستار موردکنکاش قرارمی گیرد دین وحیانی والهی وازمیان ادیان الهی فقط دین اسلام که آخرین وکاملترین دین شناخته شده است می باشد.

علاّمه طباطبائی چنین تعریف می کند: «دین راه زندگی است که آدمی در دنیا به ناچار آن را می پیماید.»(۱۰) آیت الله جوادی آملی می فرماید : « دین مجموعة عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای ادارة جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد»(۱۱) وهمینطور آیت الله مصباح یزدی می فرماید : « دین در اصطلاح، به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید است؛ از این رو کسانی که مطلقاً معقتد به آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی و یا صرفاً معلول فعل و انفعال های مادی و طبیعی می دانند بی دین نامیده می شوند» (۱۲)

گفتاراول

۱- بازکاوی دین وحقوق بشر

اگربگویم دین سرچشمه تمام تمدن های بشری است سخن بگزاف نگفته ایم، چون تاریخ تمدن بشر کوشش های خالصانه وطاقت فرسای پیامبران را بخاطر دارندکه برای سعادت وآزادی انسان ها متحمل ومتقبل شده اند، واشکال وانتقاد که درعصر حاضر به دین واردمی سازند؛ عدم سازگای آن با توتالیتاریسم تکنولوژیک می باشد وانتقادی معتنابه به عصر پیدایش دین بازنمی گردد، چون حافظه تاریخی تمدن بشریت، گواه این مطلب است که آورندگان دین درزمان خودش علاوه براعتلای کلمه توحید توانیست شرایط رشد فکری وفرهنگی را به ارمغان آورد، مثلا دین اسلام که خاتم ادیان است با ظهورخویش جزیره العرب را که درباتلاق انواع جنایت ها وجهالت هاغرق بودند که قرآن درباره آنها می فرماید « وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّار »(۱۳) توانست تبدیل به جامعه متمدن وترقی یافته ای کند که باکمال همزیستی ومسالمت ، بدور ازهرگونه تبعیض وتعصب زندگی خویش را به سرمنزل مقصود برسانند، اگر چنانچه جنبه های مادی تمدن بشر را بی ارتباط با تعلیمات پیامبران الهی بدانیم (که چنین نیست) جنبه های معنوی تمدن بشریت نمی تواند مرهون تعلیمات پیامبران نباشند. بلکه درپرتو تعلیمات جامع پیامبران، تمدن معنوی بشر مجال رشد وشکوفایی یافت که دوست ودشمن بدان اعتراف دارند.

پیدایش وتعریف اصطلاحی حقوق

انسان ها برای آنکه ازمواهب زندگی، بیشتر وبهتر استفاده کنند وزودترخود را به کمال مطلوب برسانند چاره ندارند جزآنکه از زندگی انفرادی دست کشیده وبزندگی اجتماعی تن دردهند ، ومحصول کاروتلاش خویش را بامحصول کاردیگران مبادله یا درموفقیت ودست آوردهای همدیگر سهیم باشند، باپدید آمدن زندگی اجتماعی مسئله حدود، مسئولیت ها وتعیین وظایف مطرح می شود، بخاطرجلوگیری ازآنارشیسم پای قانون با نظامات ودستورات خودش دراجتماع گشوده می شود، بنابراین می توان حقوق را این گونه تعریف کرد « مجموعه ازقواعدوقوانین لازم الاجرائی که به منظور حفظ نظام جامعه وتنظیم روابط افراد بین الملل وبهبود وضع جامعه وضع گردیده است »(۱۴) وکانت این گونه تعریف می کند:« حقوق مجموعه شرایطی است که درنتیجه آن اختیار هرکس بااختیار دیگران جمع می شود» (۱۵)

ودراصطلاح اسلامی نیزچنین تعریف می شود که : « حقوق عبارت است از مجموعه قوانین ومقررات که ازسوی خدای انسان وجهان، برای برقراری نظم وقسط وعدل درجامعه بشری تدوین می شود تاسعادت جامعه را تأمین سازد» (۱۶)

تاریخ حقوق بشر:

هدف از بررسی تاریخ حقوق بشر حقوق موضوعه بشری وخصوصا « حقوق بشر» به معنی امروزی است، نه حقوق طبیعی یا برنامه آسمانی ویا داشتن صرف قانون اجتماعی ، زیرا آفرینش انسان همواره بابرنامه های آسمانی همراه وهمسو بوده، انسان باداشتن زندگی اجتماعی بدون آئین ومقررات، زندگی، قابل تصور نیست، چنانکه اکثریت حقوق دانان عقیده دارند : « درهرجامعه وملتی ولو آنکه درمراحل ابتدائی ودوران های بدویِ زندگی باشند ، یک نیروی تشخیص خوب از بد ، زشت از زیبا ، مفید از مضر، حق از ناحق، عدالت ازستم وجود داردکه افراد نکته سنج وباریک بین می توانند برهنمائی آن راه ورسم صحیح زندگی راتعیین وقلمرو فعالیت افراد وجماعات را مشخص سازند» (۱۷)اما اصطلاح حقوق بشر، نسبتا اصطلاح جدید است، که پس از جنگ جهانی دوم وتأسیس سازمان ملل متحد درسال ۱۹۴۵م وارد محاورات روز مره شده است. حقیقت این است که تا واپسین سال های قرن نوزدهم میلادی وسال های آغازین قرن بیستم مفهوم حقوق بشر فقط دربرگیرنده حقوق انسان ها، حقوق ملیت ها دربرابردولت ها، حقوق دهقانان دربرابراربابان وحقوق کارگزاران دربرابر کارفرمایان بود(۱۸) اما بعد ازآنکه تلفات وسیع انسانی وجنایات بی شمار در طی دوران های جنگ اول ودوم جهانی برجوامع انسانی تحمیل شد متفکران واندیشمندان را برآن داشت که تضمین های را برای پیشگیری از تکرار تراژیدی گذشته فراهم کند، که بعد از تشکیل کمسیونی بنام کمسیون حقوق بشر درسال ۱۹۴۶ م وبااستفاده از نظریات دولت ها ومتخصصین حقوق بین الملل پیشنویس اعلامیه درسال ۱۹۴۸ م تهیه ودرمجمع عمومی که درپاریس تشکیل شده بود تقدیم گردید، بعدازبحث ومذاکره درتک تک مواد وحتی درکلمات این اعلامیه بالاخره درتاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸م اعلامیه جهانی حقوق بشر که شامل یک مقدمه و۳۰ ماده بود به تصویب نهائی رسید(۱۹)

۱-اقسام حقوق :

دانشمندان علوم حقوق بطورکلی حقوق رابدوقسم تقسیم کرده اند:

حقوق طبیعی وفطری : حقوق طبیعی مجموعه قواعدی است که ازخود طبیعت وآفرینش انسان وجامعه بوجودآمده وبموجب آن اختیارات و وظائف افراد معین می گردد، مانند: آزادی فردی، مساوات دربرابرقانون، حق تملک اموال منقوله وغیرمنقوله، آزادی عقائد مذهبی وسیاسی وفلسفی، آزادی بیان ونظائراین ها .(۲۰) مکتب حقوق طبیعی که ازقدیمی ترین مکتب شناخته شده درباب حقوق می باشد ازیونان قدیم بااندیشه های فیلسوفان چون افلاطون، ارسطو و رَواقِیُّون که درچارچوب مدینه فاضله ودموکراسی های شهری مطرح گردیده بود سرچشمه می گیرد، مکتب حقوق طبیعی درقرون ۱۷ و۱۸ دستخوش تحولات جدیدی شد، که هم درمنبع وهم دراهداف ان تأثیر گذاشت، منبع آن ازالهی به انسانی تغیرکرد(۲۱)وعقل بشر بعنوان تنها معیار آن شناخته شده، وازلحاظ هدف بجای عدالت وسعادت همگانی حمایت ازحقوق فردی رامورد توجه قرار داد، لذا درتعریف آن گفته اند: «حقوق فطری مجموع قواعدی است که ازحقوق فردی حمایت وحداکثر آزادی را تأمین می کند»(۲۲)

حقوق موضوعه : حقوق موضوعه مجموعه قواعدی است که ازطرف خود افراد بشر، وضع می شود مانند بسیاری ازحقوق اداری، مدنی، آئین دادرسی مدنی وجزائی، حقوق بازرگانی وبین المللی….(۲۳) درحقوق موضوعه مبنای مواضعه وقرار داد حقوق، انسان ها می باشد ، ویابه تعبیروسیع تردولت ها منشأ وتعیین کننده حقوق می باشند.

تفاوت های حقوق طبیعی باحقوق موضوعه : حقوق طبیعی دائمی وخلل ناپذیراست، ازاین جهت که درتمام زمان ها ودرباره تمام اقوام وملل نافذ ولازم الاجراء است موافق بامصالح ومنافع نوع بشر می باشد ، قابل سلب یانقصان وکاهش نمی باشد. اما حقوق موضوعه مطابق احوال واوضاع زمانی وخصوصیات وشرایط مکانی مقررمی گردد، ازآنجهت که زمان ها ومکان ها از شرایط ناهمسانی برخورداراست حقوق موضوعه نیز متغیر ومتفاوت خواهد بود، بنابراین حقوق موضوعه نمی تواندجامعیت وشاملیت زمانی ومکانی داشته باشد بلکه فقط درمدت محدودی ودرباره ملت معین قابل اجراء است (۲۴)

گفتار دوم

رویکر اندیشمندان مسلمان به حقوق بشر:

اعلامیه جهانی حقوق بشر اززمان پیدایش تاکنون اذهان اندیشمندان وعالمان مسلمان را بخود معطوف داشته است، جای تردیدنیست که این اعلامیه درجهت ایجاد تفاهم بین المللی برای همزیستی مسالمت آمیز، ایجاد روحیه احترام متقابل، وجلوگیری ازتعدی وتجاوزات خودسرانه برای درهم شکستن کشورهای مستقل وآزاد، تأثیر غیرقابل انکاری راداشته است. چنانچه شهید مطهری می گوید: « در دنیای غرب، ازقرن هفدهم به بعد پا به پای نهضت های علمی وفلسفی، نهضتی در زمینه مسائل اجتماعی وبه نام «حقوق بشر» صورت گرفت. نویسندگان ومتفکران قرن هفدهم وهیجدهم افکار خویش را درباره حقوق طبیعی وفطری وغیرقابل سلب بشر، باپشتکار قابل تحسینی درمیان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو،ولتر ومنتسکیو ازاین گروه نویسندگان ومتفکرانند. این گروه حق عظیمی برجامعه بشریت دارند. شاید بتوان گفت که حق این ها برجامعه بشریت ازحق مکتشفان ومخترعان بزرگ کم ترنیست.»(۲۵) اماجای تأمل اینجا است که این اعلامیه علی رغم آنکه به امضای ۴۸ شخصیت ممتاز ومتخصص کشورهای مختلف رسیده، نسبت به قانون اساسی اسلام بنام قرآن که توسط مرد اُمّی ودرس نخوانده بنام محمد ابن عبدالله آورده شده است، نقائص وکاستی های معلوم ومعتنابهی دارد. علی رغم آن کاستی ها، طرفداران زیادی دربین اندیشمندان ومتفکران جهان- اعم ازجهان اسلام وجامعه غربی- دارد، این سوال مطرح می شود که آیا اعلامیه جهانی حقوق بشر حاوی مضامین عالی است، وآینده وافق روشنی را درجهت سعادت بشر تضمین وتأمین می کند که دین اسلام فاقد انهااست ؟ و اینکه اصالت وتقدم، ازآن کدام یک می باشد؟ بعد از تفقد وتفحص در نظریات واقوال اندیشمندان اسلامی دراین باب می توان نظریات ذیل را بعنوان موضع گیری ویا رویکرد اندیشمندان مسلمان به اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست :

۱-عده ای قائل به تضاد وتناقض حقوق بشر با اسلام هستند، چون دراسلام ملاک، کرامت وشخصیت اکتسابی انسان ها است نه کرامت ذاتی آنها، که درحقوق بشرانسان ها درکرامت اکتسابی هیچ تمایز ندارند بلکه انسان بماهو انسان نگریسته شده است .

۱- عده دیگر براین باورند که مسئله حقوق بشریکی ازمسائل نو وجدید است ویافتن پاسخ برای سوال های آن درمتون دینی نابجا وبی مورد است (۲۶)

۱-برخی دیگر عقیده دارندکه تفاوت اساسی میان مبانی اسلام با حقوق بشر وجود ندارد باتفسیر ونگاه نو، به مبانی اسلامی می توان به همخوانی وسازگاری بین آن دو رسید، به تعبیر دیگر، این گروه می گویند حقوق بشر دقیقا همان چیزی را می گوید که اسلام چهارده قرن قبل آن را بیان کرده است (۲۷)

۲-گروه چهارم باور دارندکه بین اسلام وحقوق بشر نه تباین وتضاد کامل وجود دارد ونه توافق وهمخوانی کامل، بلکه دربرخی موارد باهم همخوانی دارند ودرموارد دیگر ناسازگاری .

نظریه مختار: حقیقت این است که مواد حقوق بشر بگونه ارائه وتدوین شده است که تفسیرهای متفاوت وگاها متضاد از آن امکان پذیر است؛ مثلا از شاه بیت غزل های اعلامیه جهانی حقوق بشر حق آزادی برای انسان هاست، وحال آنکه واژه آزادی از چنان گستره وسیع معنای برخورداراست که« بیش از دویست تعریف برای آزادی ذکر شده است» (۲۸)واز آزادی لیبرالیسمی گرفته که برشالوده نفی منع وجلوگیر بنانهاده شده تا اطاعت ازحکم عقل به نظر اسپینوزا(۲۹) وحکومت روح به قول پاولزن (۳۰)ومبنای ایمان ودین(۳۱) ویا فلسفه رسالت پیامبراسلام(۳۲)را در برمی گیردودرپی آن قائل به آزادی عقیده است، که این خود از اعتقاد به خرافه، حیوان پرستی و…. تا اعتقاد به مبدأ ومعاد وذات اقدس الهی که مستجمیع جمیع صفات کمالیه است راشامل می شود، از این رو« امروزه مقوله دفاع از حقوق بشر دستاویزی شده برای حمله به اسلام، درحال که اسلام چهارده قرن پیش آئین خود را برشالوده دفاع از حقوق انسان ها ومظلومان جهان بنانهاده است»(۳۳)، اماعلی رغم آن پرواضح است که برخی عناصر مذهب را نمی توان بلافاصله با برخی اصول حقوق بشر منطبق دانست ویا آنکه همخونی مطلق را از آن توقع داشت، بلکه تضاد های وجود دارد. اما آنچه مسلم است این است که حق اصالت وتقدم ازآنِ دین است،درنگاه تطبیقی به مواد ومقوله هائی از حقوق بشرودین، این ادعا بخوبی اثبات خواهد شد

گفتارسوم (نگاه تطبیقی)

الف : انسان موضوع احکام دین وحقوق بشر:

بشرکه دراحکام دین وحقوق بشر بعنوان موضوع بحث مطرح است ، شناخت ونوع نگرش به آن حایز اهمیت است. تنظیم سامان اجتماعی و تصویر افق روشن چه درقالب « اعلامیه جهانی حقوق بشر» وچه درقالب « احکام دین» برای زندگی یاآینده بهتر، بستگی بنحوبنیش وشناخت انسان دارد، آبشخورتفاوت هائی که درحقوق بشر ودین مشاهده می شود نیز ازنوع نگاه به انسان است، بشردرخلقت وآفرینش، موجودی بسی پیچیده ودارای ابعاد وصفات متعدد ومتضاد می باشد، دانشمندان ازشناخت انسان اظهار عجز کرده اند، هرچند که قافله علم وآگاهای بشربه سرعت رو به پیش می تازد، اما درزمینه شناخت انسان جزبه جهلش افزوده نمی شود، ازهمین روبعضا درتعریف انسان گفته اند: « انسان موجودناشناخته است » (۳۴)

گاهی انسان بادید افلاطونی «دارای طبیعت وخلقت متفاوت» نگرسته می شودوگاهی بانگاهی ارسطوی نگرسته شده و «ازهنگام زادن به فرمانروا وفرمان بردار تقسیم می شود»(۳۵) وگاهی نیز چون هابض به دیدگرگ درنده نگاه می کند. ودرنگاه دیگر انسان بعنوان موجودی متشکل از جسم روح ، قابل هدایت ودارای اختیار(۳۶)، نگرسته میشود .پرواضح است که هرمکتب واندیشه متناسب بانگاهش به جهان وانسان به تنظیم وسامان بخشی سیاسی جامعه خواهد پرداخت، لازم می دانم نگاه حقوق بشرکه بر اندیشه اومانیستی غربی استوار است واندیشه اسلامی را نسبت به انسان به اختصاربررسی کنم.

انسان دراعلامیه جهانی حقوق بشر( اومانیسم) :

اومانیسم جنبش فلسفی وادبی بودکه درنیمه قرن چهاردهم از ایتالیا آغازوبه کشور های دیگر اروپائی سرایت کرد ، اساس این فلسفه برمبنای ارزش گذاری منزلت ومقام انسان نهاده شده است. اومانیسم انسان را مدارحقانیت، عدالت وقانون می دانند، وگفته اند انسان باید خودش سرنوشت خویش را تعین کند ونباید تابع هیچ قدرتی دیگر باشد.

دراین ایدئولوژی تقید به هرچیزی غیر ازدل بستن به منافع وپیگیری منافع مادی خود، خرافه گرایی وبی خردی تفسیرمی شود(۳۷)دراین اندیشه عقل بشری جایگزین عقل کلیسایی می شود، درواقع حس گرائی وعقل گرائی افراطی جایگزین عقل گریزی افراطی، دوران حکومت کلیسا می شود. وبشر را موجود یگانه می داند که دائما خود را می سازد (۳۸) وایمانوئل کانت انسان راتاحد مولودیت خداوند بالامی برد ومی گوید: « معنای انسانیت ازموجودی الهی نشأت کرده است وانسان مخلوق خدانیست بلکه مولود خداست»(۳۹) حقوق بشربرشالوده چنین اندیشه های بنانهاده شده است

انسان دراندیشه دینی:

اندیشه دینی انسان را موجود پیچیده ، پررمزوراز، ودارای دوبعد جسم وروح می داند، که حکمت ودانش بی پایان خداوند او را به بهترین نحوممکن شکل بخشیده است ، استعدادهای بالفعل وبالقوه فراوانی را درنهاداو سرشته است، که شناخت این برترین موجود الهی بدون راهنمای خداوند وفرستادگان معصومش امکان پذیرنیست.(۴۰) « این کلمه ۶۵ بار در قرآن مجید بکار رفته است، با مراجعه بموارد آن خواهیم دید که از آن جسد ظاهرى و صورت ظاهرى مراد نیست چنانکه در بشر مراد است، بلکه باطن و نهاد و استعداد و انسانیت و عواطف او در نظر است»(۴۱) متون دینی صراحت دارد براینکه انسان علاوه برجسم مادی ازگوهر گرانبهائی بنام روح برخورداراست، وچنین استفاده می شود که حقیقت انسان ها به روحش می باشد، چون وقت روح به جسم انسان ملحق می شود شأنیت آن را پیدامی کندکه فرشتگان دربر ابرش کرنش کند(۴۲)متون دینی براساس شناخت کامل وواقعی از انسان، حالات و اوصاف اورا به بهترین نحوممکن ارائه داده است. ازیکسوبه استعداد هاوتوانائی های او برای تکامل عنایت گردیده وازسوی دیگربه امکان سقوط وتنزل او توجه گردیده است، مثلا برخی آیات وروایات او را بالاترین وبهترین موجود روی زمین بیان کرده وبرخی دیگر پست تر ازهرجنبنده توصیف نموده است ، درسوره اسراء می فرماید : « وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً » (۴۳) و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم. ودرجای دیگرمی فرماید : « إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة» (۴۴) من درزمین جانشینی خواهم گماشت. که دراین دو آیه شریفه ازانسان تکریم وتمجیدشده است وبخاطرهمان مجد وکرامت مقام خلیفه الهی به او عنایت شده است.

ودسته دیگر آیات انسان را این گونه توضیح می دهد : انسان بسیار ظالم ، جاهل وبسیار ناسپاس است (۴۵) انسان ناشکیبا وبخیل است(۴۶) انسان موجودی عجول بوده(۴۷) وخدارا به هنگام گرفتاریش می خواند ودرهنگام برخورداری ازنعمت ازیادمی برد(۴۸) اومجادله گرترین مخلوق است(۴۹) انسان وقت ازنعمتی بهره مندمی شودواحساس بی نیازی می کند طغیان گرمی شود(۵۰)ازاین رو علامه محمدتقی جعفری معتقد است که قرآنکریم به معرفی تمام طبیعت وذات انسان اشاره نکرده است، بلکه انسان بدلیل استعدادهای نامحدودش یک ماهیت غیرقابل تعریف است، وآنچه درقرآن آمده است تعریف حقیقی از تمام ماهیت وحقیقت انسان نیست بلکه بیان کیفیت وحالات است که انسان درشرایط مختلف ازخود بروز می دهد.(۵۱)

بازکاوی پارادوکس انسانیت

اینکه در درون انسان تضادهای وجود دارد شکی نیست، اینکه انسان می تواند از حیوانات درنده پست تر وهم ازفرشتگان برترشود، مورد پذیرش همگان است، تضاد درونی که دراسلام برای انسان مطرح شده است، اندیشمندان چون کانت را نیز به اقرار واداشته است، او می گوید درهستی انسان دو وجود می بیند؛ وجودحیوانی ووجود اخلاقی، این دوگانگی که یکی به جهانی بیرونی بازمی گردد ودیگری به جهان درونی، کانت را شگفت زده کرده است، او درپایان نقد عقلِ عملی می نویسد: « دوچیز جان را ازشگفتی واحترام فزاینده سرشارمی سازد، وهرچه فرد بیشتر به آنها بیندیشداین شگفتی واحترام فزونی می یابد، آسمان پرستاره برفراز سرمن وقانون اخلاقی در درون من » (۵۲)

استعداد های متضاد این امکان را به انسان می دهد که باهیئت های مختلف درجامعه ظاهر شود، هم قاضی شودوهم هنرمند، درعین حال که استعدادحق شناسی وعمل به حق را دارد، استعداد آن را نیز دارد که حق را قربانی هوا وهوس های خود سازد.حل این پارادوکس به این صورت است که انسان درشرایط واحد استعدادی های متضاد را به فعلیت نمی رساند، یعنی این گونه نیست که درهمان حال که حق شناس است حق ناشناس هم باشد، ممکن است در زمانی حق شناس باشد وباتغییر شرایط حق ناشناس گردد.نتیجه : می توان گفت انسان مخلوق خداوند بوده اما تنها یک حیوان راست قامت نیست بلکه دارای کرامت، ومقام ومنزلت است که می تواند باتعقل وتدبر راه خیر وشر، صلاح وفساد خود راشناسایی کند، کرامت وشرافت انسان دراندیشه دینی متوقف برمیزان تقرب او به فضائل وکمالات الهی است، به هرپیمانه که به محور کرامت وشرافت نزدیک شود دارای مقام ومنزلت می شود وبه هرمیزانی که از این محور دور شود تنزل می کند ، از این رواست که گاهی خلیفه الهی ومسجود ملائک می گردد وگاهی به پائین تر وپست تر از هرجنبنده سقوط می کند. به همین منوال دراندیشه دینی حقوق واقعی انسان ها به جایگاه ایمانی ودینی آنها بازمی گردد.

ب : کرامت انسانی :

دراعلامیه جهانی حقوبشر آمده که تمام افراد بشر آزاد بدنیا می آیند وازلحاظ حیثیت وحقوق باهم برابرند(۵۳) در ادامه علاوه برحق حیات، جهت حرمت نهادن به انسان حق آزادی وامنیت شخصی را برایش محفوظ می داند، ودرماده دیگرشکنجه یا مجازات یا رفتار که ظالمانه وخلاف شأن انسانیت وشئون بشری یا موهن باشد را مجازنمی داند(۵۴)وهمینطور توقیف خودسرانه ، حبس، تبعید را نفی می کند(۵۵)، ومی گوید هرکس حق دارد که سطح زندگی وسلامتی ورفاه خود وخانواده اش راازحیث خوراک ومسکن ومراقبت های طبی وخدمات لازم اجتماعی تأمین کند(۵۶) همه برای حرمت نهادن به کرامت انسانی است کرامت وحرمت که دراسلام برای انسان درنظر گرفته شده است نه تنها کرامت انسانی درحقوق بشر را نفی نکرده بلکه به مراتب جامعتر، کاملتروعمیقتر از آن رعایت گردیده است، چون درحقوق بشر غربی اشاره به حفظ کرامت انسانی تازمانی که پابعرصه وجود نگذاشته ویا پس از مرگ انسان نشده است ، اما دراسلام انسان ازآغاز ورودبه جهانی هستی( حرمت سقط جنین) تاپس ازخروج از آن دارای کرامت وشرافت است از این رو دراسلام حتی اهانت وتوهین به مدفن انسان هانیز مجاز نیست (۵۷)

تفاوت دیگرکه دراین باب مشاهده می شودتفکیک کرامت ذاتی ازکرامت اکتسابی است. کرامت ذاتی که درذات هرفرد بعنوان انسان وجود دارد ومنشأ آن عبارت از رابط خداوند با انسان است که خداوند فرمود: « نفخت فیه من روحی » یا « لقد کرمنا بنی آدم ….» (۵۸)انسان فطرتا دارای این کرامت است، که با توجه به دنباله آیه کرامت ذاتی شامل عقل ، شعور، استوای قامت ، واستفاده از وسایل سیاحت در دریا وخشکی می شودکه اختصاص به انسان های مومن ویا غیرمومن ندارد(۵۹)

اماکرامت اکتسابی که ازطریق به فعلیت رسیدن استعدادهاوتوانائی های انسان درحوزه ارزش های الهی واخلاقی حاصل می شود عبارت است از:« آن حیثیت والای انسانی که از مراعات حقوق خویشتن ودیگران وانجام تکالیف ووظایف، نه به استناد به هدف های شخصی، بلکه مستندبه احساس عمیق وجدان انسانی که خداوند متعال بعنوان بزرگترین عامل ترقی وتعامل درنهاد انسان ها به ودیعت نهاده است سرچشمه می گیرد»(۶۰) دراسلام هرچند آنهایکه کرامت های اکتسابی وارزشی ازقبیل ایمان ، تقوی ، عدالت ، علم و… را کسب کرده با آنهایکه هیج کدام از آنها را کسب نکرده مساوی وبرابر نیست اما علی رغم آن حقوق اولیه که درحقوق بشر غربی برای مطلق بشر درنظر گرفته شده است دراسلام نیز آن حقوق از آن انسانها سلب نگردیده است بلکه انسانی که فاقدکرامات اکتسابی است به غیرمومن ،غیرمسلمان وکافرموسوم است، اما مثل انسان مومن دارای حق حیات ، حق آزادی، آزادی بیان، آزادی مذهب بوده ومال وجان وحیثیت اودرممالک اسلامی تأمین وتضمین شده است. ناگفته پیدا است که کرامت که دردین اسلام برای انسان قائل شده است نسبت به کرامت حقوق بشر که فقط مربوط به ذات بشری وخاکی انسان هامی شود بسیار عمیق تروجامعتراست

ج: حیات :

اولین حق که به انسان تعلق می گیرد حیات است، اعلامیه جهانی حقوق بشر درمواد مختلف خود با بیان های مختلف به این حق پرداخته است، درماده سوم می گوید « هرکس حق زندگی ، آزادی وامنیت شخصی دارد» ودرجای دیگر حق زندگی را ازحقوق ذاتی انسان محسوب می کند(۶۱)، در پی آن حق امنیت شخصی ، ممنوعیت شکنجه ، ممنوعیت رفتار برخلاف شئون انسانیت وهرچیزیکه زندگی انسان را به مخاطره بیندازد مردود ومحکوم است، درنتیجه می توان گفت در این اعلامیه حیات وملزومات آن ازحقوق طبیعی وبدیهی افراد دانسته شده است که جز درموارد نادر قابل سلب نیست

اما حیات دراسلام موهبتی الهی است(۶۲)، ونخستین حقی که قرآن برای انسان برشمرده حیات است، وآن به مادی ومعنوی تقسیم می شود، وهرکدام از قدر ومنزلت والائی برخوردار است، و هیج کس مجاز نیست که حیات مادی یامعنوی دیگران را سلب کند، اگر کسی حیات مادی دیگران را سلب کند علاوه براستحقاق عقاب اخروی وخلود درجهنم(۶۳) در دنیا نیز محکوم به ا عدام است (۶۴) وبخاطر ارج نهادن به حیات انسان ها، حیات عمومی جامعه را در درپرتو اجرای قانون قصاص، ثابت وپابرجامی داند(۶۵) چون در دین اسلام مرگ وحیات حتی یک فرد بقدری ارزشمند ومقدس است که با حیات ومرگ تمام افراد جامعه برابری می کند(۶۶) دراین جهت تمایز بین بزرگ وکوچک (حتی جنین)نیست(۶۷) دراندیشه اسلامی حیات قابل نقل وانتقال واسقاط نیست ونسبت به همه افراد تعمیم دارد حتی مجازنیست حیات خود را سلب یا اسقاط کند(۶۸) وحتی صید حیوانات به منظور لهو ولعب تحریم شده است.(۶۹) چون زندگی کردن وزنده ماندن تنها حق انسان ها نیست بلکه حفظ حیات تکلیف ووظیفه آنها است. حیات معنوی که نوع دیگری ازحیات وارزشمند ترازحیات طبیعی دراسلام است با گمراه سازی وفساد وافساد به مخاطره می افتد، البته ازدست دادن حیات معنوی به معنای ازدست دادن سعادت وفلاح است واگرنه روح ومعنویت جاودان وازبین نرفتنی است، دراین مقوله حیات معنوی مخصوص مومنان(۷۰) وکسانی که دارای عمل صالح هست (۷۱) می باشد.

د: آزادی مذهب وعقیده :

اعتقاد انسان به امری مبتنی برچندچیزمی تواندباشد:

الف : مبتنی برتفکر آزاد وتفحص واستدلال .

ب: مبتنی براحساس وخواسته های دل .

ج: تقلید از پدرومادر ویاتأثیر ازمحیط وحتی علایق شخصی ومنافع فردی .اختلافات وجنگ هائی که برخواسته از تعصبات دینی ومذهبی بوده که بیشترین هزینه رابرجوامع بشری تحمیل کرده می توان گفت ازنوع سوم بوده است، اعتقاد با این مبنی نمی تواند راهگشاوبازوفعال باشد، چون قوه مقدس تفکر به دلیل انعقاد ووابستگی به محیط وخانواده در درون انسان اسیر وزندانی است.وتنها اعتقادی که مبتنی برتفکر آزاد وبرهان واستدلال است می تواند ارزشمند وراه گشا باشد.

مفهوم آزادی عقیده :

دراعلامیه جهانی حقوق بشر عقیده ومذاهب بصورت مترادف آورده است، اماآزادی مذهب یکی از جنبه های آزادی عقیده است، عقیده یک امرذهنی ودرونی است ومذهب مربوط به رفتار واعمال که امر خارجی است مربوط می شود، اما از آن جهت که این دو تلازم دارندیکی را به جای دیگری استعمال می کنند، چون مذهب به معنی واقعی آن درچهارچوب اندیشه محصورنمی شودبلکه هرعقیده بدنبال خود رفتار مقتضی را می طلبد، وهیچ کس نمی تواند مدعی تفکیک مطلق بین دوحوزه عقیده ورفتارشود، وهمینطور عقیده مذهبی را نمی توان ازرفتار مذهبی منفک کرد، نتیجه اینکه آزادی عقیده در دوحوزه آزادی عقیده ورفتار صورت پذیرد، چون نمی توان به افراد جامعه گفت که مذهبی بیندیش امالائیک زندگی کن یابالعکس ،یا اسلامی فکر کن ومسیحی زندگی کن یا بالعکس، پس هردو باید توأمان تأمین شده باشد. اما اگر آزادی عقیده را ازبعد معنای واکاوی کنیم ازسه حالت خارج نیست :

۱- آزادی عقیده به معنی آزادی انتخاب دین، یعنی می تواندازمیان ادیان موجود، دینی خاصی رانتخاب کند ویادینی که دارد تغیردهد ویا از دینداری به بی دینی خارج شود (۷۲)

۲ – آزادی درانتخاب تعالیم دین: بعدازپذیریش دینی خاص، انسان می تواند به برخی آموزه های دین معتقدوبه پاره ای دیگر بی اعتناوبی اعتقاد باشد(۷۳)

۳ -آزادی اقلیت های مذهبی وکافران: کسانی که به عقاید حاکم پای بند نیستند می توانند بدون هیچ اجبارواکراهی براساس عقائد خودشان عمل کنند(۷۴)آنچه که دراعلامیه جهانی حقوق بشر دراین باب آمده است فقط می تواند معانی اول وسوم را دربرگیرد، مثلا ماده ۱۸ این اعلامیه به آزادی مذهبی پرداخته ومی نویسد : « هر شخصی حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مندشود» (۷۵) انسان را درانتخاب دین یا داشتن و نداشتن دین آزاد دانسته است ودرادامه تأکیدمی کند که آزادی شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم واضطرابی نداشته باشدودرکسب اطلاعات وافکار ودریافت وانتشار آن به تمام وسایل وبدون ملاحظه مرزی آزادباشد.(۷۶)

در دین اسلام نیز معنی دوم قطعا پذیرفتنی نیست چون باآیات صریح قرآن کریم درتعارض است (۷۷)موارد دیگر نیز فی الجمله پذیرفته شده است« آزادی تاهنگامی دراسلام محترم ومبنای حقوق است که باحصول هدف نهائی که همان کمال انسانی است درارتباط بوده یا لااقل درجهت نقض آن نباشد.»(۷۸). در اندیشه اسلامی باور های دینی واعتقادات مذهبی امرقلبی است که اجبار واکراه درآن معنای ندارد « در دین اکراه واجبار نیست، زیرا راه سعادت وکمال ازگمراهی وضلالت بازشناخته شده است» (۷۹) « اگر پرودگارت بخواهد همگی مردم روی زمین ایمان می آورد، آیاتوبرای اینکه مردم ایمان بیاورند آنهارا مجبورمی کنی؟ » (۸۰) بلکه بجای اکراه واجبار،منطق، استدلال، تعلیم وتربیت را پشنهادمی کند.خداوند به پیامبرش (ص) دستور میدهد که وظیفه تو راهنمای ، ارشاد، بیان حق وباطل است، اکره واجباری برآنها نداری (۸۱) امااگراز هدایت توسرباز زدند« بگزارتابیفتد وبیند سزای خویش » « بگو این حق از پروردگار شما است هرکه خواهد ایمان بیاوردوهرکه خواهد منکر شود که مابرای ستمکاران آتشی فراهم کرده ام(۸۲)» بالاخره اسلام برای پاسداری از ایمان وباورهای قلبی تقویت معرفت دینی را پشنهادمی کند، نه سلب آزادی عقیده ومذهب باجبرواکراه(۸۳)

تاریخ این مسئله را درسیره عملی رهبران اسلامی چون پیامبر گرامی اسلام وائمه معصومین بازگوکرده است مثلا اعطای آزادی های اجتماعی وسیاسی به خوارج توسط حضرت علی نمونه اعلی آزادی ودموکراسی را که درجهان بی نظیر ویا کم نظیر است به تصویرمی کشد، درحال که هرگونه اقدامی برایش مقدوربود، زندان نکرد، شلاق نزد، وحتی سهمیه شان را ازبیت المال قطع نکردبلکه هم چون سایر افراد رفتار کرد(۸۴)

امام خمینی (ره) نیزفرمود: « درحکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی درهرگونه عقیده ای هستندولیکن آزادی خرابکاری را ندارند»(۸۵) وایشان تعریفی که از دولت اسلامی ارائه می کند نیز یک دولت دموکراتیک است « دولت اسلامی یک دولت کاملا دموکراتیک به معنی واقعی است وبرای همه اقلیت های مذهبی بطورکامل آزادی قائل است وهرکسی می تواند اظهار عقیده خودش را بکند واسلام جواب همه عقاید را برعهده دارد ودولت اسلامی تمام منطق ها را بامنطق جواب خواهد داد» (۸۶)

مبانی آزادی عقیده دراسلام وغرب:

الف : فرهنگ غرب : آزادی عقیده درفرهنگ غرب ناشی ازعکس العمل شدیدوافراطی به جریان تفتیش عقاید درقرون وسطی است که برسه اصل مبتنی است

۱-انسان محترم است، ولازمه احترام به انسان احترام به هرنوع عقیده اوست خواه حق باشد وخواه باطل (اومانیسم)

۲- دین امرفردی وشخصی وسلیقه ای است وهرشخصی درامورشخصی وسلیقه ای آزاد است(سکولار)

۳- تحمیل عقیده ای خاص برشخصی ترجیح بلامرجح است (۸۷) (پلورالیسم)

اندیشه اسلامی

دراسلام نیز آزادی عقیده مبتنی برسه اصل است :

۱-فضائل روحانی ونفسانی درفضیلت بودن خود نیازمند اراده وانتخاب آزادانه است « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً (ما راه را بدو نمودیم؛ یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار.(۸۸) ارزش فضیلت وانتخاب راه درست، به آزادانه بودن آن است

۲-اسلام بطور کلی طرفدار تفکر آزاد است، دراسلام تعبد، تقلیددرعقاید واصول دین پذیرفته نیست(۸۹)

۳-محبت وعقیده ازقلمرو اجبار خارج است « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏» در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است(۹۰)تبصره :

درباب آزادی عقیده ومذهب باید یاد آوری کرد که آزادی که در دین اسلام مطرح است آزادی مسؤولانه است، از دیدگاه اسلام درهرجاکه کلمه آزادی بعنوان یک حق مطرح گردیده همانگونه که مقید است به عدم تزاحم باحقوق وآزادی های دیگران مقید است بعدم تباه ساختن «حیات مقعول» که اسلام برای تحقق بخشیدن به آن قیام کرده است ، به همین جهت همواره قید « مسئولانه» باکلمه «آزادی» ذکر یا بطور ضمنی منظور می گردد (۹۱) وازسوی دیگر متعلق این آزادی، یعنی مذهب، در نگاه اسلام بسیار متفاوت از آن چیزی است که در نگرش غربی و حقوق بین الملل لحاظ می شود. مذهب که درغرب وحقوق بین الملل مطرح است به یک سلسله اعتقادات قلبی و حداکثر یک سری رفتار صرفاً شخصی منحصر می شود که با زندگی اجتماعی وحقوقی انسان، ارتباطی ندارد، از اینرو به تمام مذاهب، علی رغم اختلاف عمیق آنها، از حقیقت تا خرافه، به گونه ای مساوی نگرسته می شود. اما از دیدگاه اسلام، مذهب با گوهر انسانیت انسان مرتبط است،و«زندگی بدون دین الهیِ صحیح، قابل تفسیرومنطقی نیست »(۹۲) و در جامعه اسلامی دین از کوچکترین عضو جامعه ( خانواده ) تا بزرکترین عضوآن ( دولت ) نظارت دارد، دین که با مبدأ هستی توسط گزاره بنام نبوت در ارتباط باشد نمی تواند بین داشتن و نداشتن آن تفاوت وجود نداشته باشد بلکه تفاوت از زمین تا آسمان است.

هـ : آزادی اندیشه

« هرکس حق دارد از آزادی اندیشه ، وجدان ومذهب بهره مندگردد » (۹۳)تفکر واندیشه هم چون تنفس، نیازمندفضای بازوآزاد است واین فضای فکری، باگشوده بودن دریچه های ورود وخروج اندیشه، نشاط وابساط می یابد، ازاین روآزادی اندیشه یکی ازمهمترین واساسی ترین حقوقی است که برای انسان ها منظور گردیده است ، می توان گفت ارزش واهمیت آزادی اندیشه با تمام آزادی های چون بیان، عقیده ، مذهب، و… برابری می کند، چون این اصل، مبنی وریشه است وبقیه متفرع برآن است. به تعبیر دیگروجود آزادی اندیشه مساوی باوجود تمام آزادی های دیگر وسلب آن مساوی باسلب آزادی های دیگراست.

تعریف فکر یا اندیشه :

بهرحال فکر یا اندیشه به معنی تفکر ، تأمل، گمان می آید(۹۴).

دراندیشه اسلامی نیز فکر به مفهوم حرکت ذهن برای انتقال ازمعلوم به مجهول به کاررفته است، درقرآن کریم ماده تفکر دراکثر آیات همراه باخلقت وآفرینش می آید(۹۵) بنابراین تفکر یعنی حرکت وبکارگیری ذهن درفهم موضوعی مانند آیات خداوند، ابن خلدون درمقدمه خود نیزمی گوید: «الفکر هو اعمال النظر اولخاطر فی الشئ» (۹۶)، ابن سینا، فخرالدین رازی،باعبارات مختلف همان معنی رابیان کرده است، سید میرشریف جرجانی می گوید: « الفکرترتیب امورمعلومه للتأدی الی المجهول»(۹۷) فکرعبارت است از نظم بخشیدن به امورمعلوم برای دست یافتن به امرمجهول. گاهی فکربه «طریق» تعبیرشده است« فکرآن طریقی است که عقل برای رسیدن به آگاهی می پیماید »(۹۸) واندیشه نیز به معنی تأمل عقلانی برای شناخت بکار رفته است وهم چنین به عقیده که پس از بررسی بدان دست می یابد اطلاق شده است .(۹۹)

نکته درخورتوجه اینجا است که اگراندیشه عمل درونی است که انسان در رابطه باخویش بدان می پردازدوعقل خود را درمسیر تأمل ونظر برای دستیابی به حکم معرفی راه می برد، آزادی اندیشه به چه معنی می تواند باشد ؟ اعطای چنین حقی به انسان ویا سلب آن می تواند ممکن باشد ؟ هرچند انسان بطور طبیعی در رأی واندیشه خود آزاد است وهیچ عامل ومانعی نمی تواند او راتهدید کند ولی پاسخ این مسئله را به چند صورت ممکن می توان داد

۱-مدل آزادی اندیشه به مفهومی که درعرف متداول گشته بصورت عام بکار می رود واز ابعادفردی که رابطه انسان باخود بود فراتررفته وخصلتی اجتماعی پیداکرده ا ست .

۲-به عبارتی مراد آزادی انسان دراتخاذ راه های تأمل عقلانی وشیوه های آن می باشد، بدون آنکه دیگران داده ها وابزار انحراف آفرینی وخطابخشی به وی تحمیل کندویا او را به گام برداشتن در راهای معین ملزم سازند، که به نتایج از پیش تعیین شده – اعم ازحق وباطل- بینجامد. هریکی از این امور وجهی ازوجوهی سلب آزادی اندیشه تلقی می شود.(۱۰۰)

۳-آزادی اندیشه به معنی رفع عوامل درونی بازدارنده عقل ، به ویژه هوای نفس وپیروی از عادات است

۴-اندیشیدن وتفکر صرف یک عمل درونی نیست بلکه ترکیبی از تفکر ورفتاراست، چون هرتفکر بدنبال خودرفتار مقتضی را می طلبد ، تفکیک اندیشه ورفتار کارناممکن به نظر می رسد.

۵-نظریه مختار: آزادی تفکر ناشی از استعداد انسانی است که می تواند درمسائل بیندیشد، قابل اعطا و قابل سلب است، چون یک عمل درونی صرف نیست، ورودی وخروجی های بنام حواس پنچ گانه دارد که فضای مسموم وآکنده از جوسازی های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ، و…. می توانداین حق را ازانسان سلب کندچون مسائل اعتقادی ، سیاسی واجتماعی ازموضوعات تفکر است، تازمانی که موضوع تفکر توسط دیگران قابل تغیروکانترول باشد اصل تفکرنیزقابل کانترول است ازطرف دیگر جای تردیدنیست که عادات ورسوم ، طرز تعلیم وتربیت وخصوصیات زندگی ومعتقدات ملی درچگونه اندیشیدن تأثیر قطعی ومستقیم داردوچه بسا خاصیت رئالیستی وواقع بینی خودرا ازدست می دهد. که هرکدام به نوبه خود قابل تغیر وتبدیل است.

آزادی اندیشه دراسلام :

باتوجه به جایگاه واهمیت تفکردراسلام، آزادی اندیشه تضمین شده است، دراندیشه اسلامی تفکر واندیشیدن یک عمل لازم وواجب است، بلکه یکی ازعبادت ها دراسلام تفکر است ، به آن ارزشی که یک ساعت تفکرگاه با یکسال عبادت، وگاهی با شصت سال عبادت، وگاهی باهفتاد سال عبادت برابر است، تفاوت سال ها درتفاوت موضوع تفکر است، چون موضوع تفکر فرق می کند گاهی تفکراست که انسان را به اندازه یکسال عبادت جلومی برد وتفکری دیگر است که شصت ویا هفتاد سال جلومی برد(۱۰۱)

دراسلام انسان موظف است که حیات خود خصوصا زندگی دینی خود را براساس تفکر واندیشه بنانهد وبرای اعمالش دلیل وحجت بدست آورد(۱۰۲) واعتقاد به اسلام وحقانیت آن نیز اگر از راه تفکر نباشد ارزشی ندارد(۱۰۳) درهرمسئله تاحدودی که استعدادآن را دارد باید فکر کند وازطریق علمی آن مسئله را بدست آورد، چون تکامل وترقی انسان درگیرو تفکر اوست،

این همه تأکید برای آن است که اسلام در پرتو بهتراندیشیدن ، بهتردرخشیده وآزادی اندیشه نه تنها به زیان اسلام نیست بلکه با اندیشه وتفکر حقیقت اسلام تابناکتر می شود.

و : تبعیض

تئوری تبعیض از دیرزمان درجوامع بشری در رنگ ها وقالب های متفاوت بروزنموده است، گاهی درقالب جنسیت، گاهی درقالب اختلاف عقاید، اختلاف ملیت، نژاد ، رنگ، تفاوت های جغرافیایی، موقعیت های اجتماعی وسیاسی و…. مطرح گردیده است .

باپیشرفت فرهنگ وتمدن واصلاح بسیار ازمشکلات اجتماعی، سیاسی وفرهنگی جوامع بشری، انتظارمی رفت تبعیض نیز برای همیشه ازجامعه بشری رخت بربندد، هرچند دین مقدس اسلام که برمبنای برادری وبرابری استوارگردیده دراین راستا نقش بی بدیلی را ایفانموده است، مقایسه جزیره العرب متوحش قبل از ظهور اسلام وجزیره العرب متمدن وگسترش یافته بعد ازاسلام مصداق بارز این ادعا است وهمینطور اعلامیه جهانی حقوق بشر، درمواد مختلف خود بررفع تبعیض با انواع واقسام آن تأکید داردوهرگونه تبعیض درهرقالب که باشد را کار ضد انسانی ومنافی بامفاد حقوق بشر می داند.

اما علی رغم آن جوامع بشری هنوز ازآفت بنیان برانداز تبعیض رنج می برد، علت چیست ؟

در دوگذاره دین وحقوق بشر ، بیشتر انگشت اتهام تبعیض بسوی دین دراز است ، چون دین دراحکام خود بین مرد وزن ، مومن وکافر، و… تفاوت قائل است واعلامیه حقوق بشر انسان را بماهو انسان می نگرد بدون درنظرداشت جنسیت ، مذهب وعوارض دیگر.

اما این اتهام نیز چون اتهامات دیگر که بردین وارد کرده اند ناشی ازغفلت وبی خبری آنها ازمتون ومحتویات دین اسلام است، چون خانواده وجامعه که دردین اسلام ترسیم شده کاملا بدون تبعیض ودرنظرداشت ملیت ، زبان وطبقات اجتماعی ویا جنیست است ، درمسئله جنیست عدم تساوی زن ومرد به معنی تقدم جنسیت برانسانیت نست، ویا فرادستی مطلق مرد وفرودستی مطلق زن نست، بلکه دراندیشه اسلامی انسان ها ازجنس مذکر ومونث آفریده شده اند (۱۰۴) ومردمان امتی واحدویگانه بوده (۱۰۵) وتمایزرنگ وزبان آنان نه مایه ی امتیاز ونه نشانه ای برتری است بلکه نشانه های قدرت الهی است (۱۰۶) دراسلام تفاوت قبیله ای وطایفه ای نه تنها نشانه تبعیض وبرتری نیست بلکه راهی برای شناسای بهتر وهماهنگی وهمگرایی است (۱۰۷) تفاوت های نژادی ، زبانی ، رنگ، و… در زمره مسائل محوری یا اموری ارزشی محسوب نمی شود بلکه از امورعرضی بوده که درشرایط خاص از زمان ومکان پدیدارمی شود.اسلام می کوشد تاهمه انسان هارا در نهایت دریک جامعه جهانی ، بدون هرگونه تبعیض وامتیاز طبقاتی گردهم آورد وجهانی شدن بعنوان یک فرآیندطبیعی وجهانی سازی به عنوان یک برنامه اسلامی موردتأیید وتأکید قرآن واسلام است.

اسلام از انسان ها می خواهد که درنهایت با حفظ اصول ودرنظر داشتن اختلاف های ملی وحتی شریعتی خود دریک اجتماع کلان وواحد انسانی جهانی گردهم آیند وبه اصول وارزش های مشترک توجه کنند. از این رو مردم را به کلمه یگانگی فرامی خواند(۱۰۸) و دربرنامه های تشریعی ، پیروان شریعت های مختلف را به گردآمدن برنقاط مشترک بریکدیگر فرامی خواند(۱۰۹)بدین ترتیب جامعه جهانی آرام ، وامن بااحترام متقابل باتفاوت فرهنگ ها وملیت ها را پی می ریزد (۱۱۰) پاک شمردن طعام اهل کتاب (۱۱۱) ومجازشمردن معامله وداد وستد با ایشان (۱۱۲)ونهی ازمجادله ودرگیری های کلامی وحرام دانستن اهانت به مقدسات وفرهنگ های آنها(۱۱۳) اقدامات وگام های مثبت است که اسلام درایجاد جامعه جهانی بدون تبعیض برمی دارد.

ح: رابطه دولت وملت

در رابطه دولت وملت همواره دونظریه تقریبا متضاد مطرح بوده است؛ نظریه اول که درطول تاریخ نیز ملاک عملکرد واقدامات دولت ها بوده براین نکته پافشاری دارد که دولت فقط یک تعهد وتکلیف دارد وآن این که به مردم خدمت کندوضرورتی نیست که به حقوق افراد پرداخته شود، بلکه مصلحتی قابل قبول مصلحت جمعی است، لذا افراد باید افکار واعمال خود را با برنامه های دولت که درقالب مصالح جمعی تبلور می کند تطبیق دهد، وبرنامه های دولت برای اینکه مفیدوثمربخش باشد باید تحت هیچ عنوانی محدود ومقید نگشته وکاملا آزاد باشد.نظریه دیگر برپایه شخصیت افراد متکی است ، دراین دیدگاه خط فکری ومتدسیاسی دولت در اندیشه افراد جامعه تئوریزه شده ودرقالب رفراندوم واتخاذ آراء به منصه ظهور می رسد، چون قدرت دولت ناشی از اراده مردم است ودولت باتمام اختیارات واقتدار که دارد نمی تواند درحریم خصوصی، امتیازات، وحقوق فردی تجاوز یا آن رانادیده بگیرد، دراعلامیه جهانی حقوق بشراین ایده تحت عنوان « دولت نماینده مردم » به رسمیت شناخته شده است

با این تعبیر که هرکس حق دارد دراداره امورعمومی کشورخود ، خواه مستقیما وخواه باوساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جوید(۱۱۴)

ازنگاه اندیشمندان غربی که عصاره آن در این اعلامیه به منصه ظهور رسیده ، دولت ملزم به تأمین حقوق افراد است، واز آن جهت که قدرت دولت ناشی از اراده ملت می باشد (۱۱۵) تداوم آن نیز به خواست و رضایت مردم مشروط است، درصورت که دولت حقوق آزادی های فردی را سلب یانقض کند مشروعیت خودرا از دست می دهد ومردم حق دارند که دولتی دیگر بجای آن انتخاب ومنصوب نمایند(دموکراسی) در چارچوب اندیشه حقوق بشر، انسانها در جامعه شهروند هستند، نه رعایای دولت که حق انتقادوبازخواست نداشته باشند. براساس مفهوم شهروندی، انسانها و شهروندان یک جامعه حق دارند از صاحبان قدرت در قبال اقدامات شان بازخواست ، عزل وانتخاب نمایند.

اما دراندیشه اسلامی

رابط دولت وملت دراندیشه اسلامی به صورت متقابل تعریف شده است، دراین تعریف مردم برای خود حقوقی دارندکه دولت نمی تواند آنها را سلب کندوهم چنین حاکم از حقوقی برخورداراست که مردم نمی تواند از آن شانه خالی کنند. یکی ازحقوق مردم این است که حکومت در دست حاکم امانتی است که مردم آن را به اوسپرده اند(۱۱۶) ونقش حاکم همانند « وکیل »(۱۱۷) و « امین صالح» و« راعی ونگهبان» ونقش مردم نقش « موکل» و «صاحب حق وامانت » است . « از این دو ( حکمران ومردم) اگر بنا است یکی برای دیگری باشد این حکمران است که برای توده مردم است ، نه توده مردم ، محکوم برای حکمران» (۱۱۸) . اولین ثمره وکیل وامین بودن حاکم این است که مردم عزل ونصب آنان را از حقوق اولیه خود می دانند.

گفتارسوم

منابع حقوق اسلامی وحقوق بشر(۱۱۹)

حقوق اسلامی تنها از عقل ووجدان سرچشمه نمی گیرد، بلکه آمیخته باوحی والهام است که ازطرف خداوند توسط انبیاء ومردانیکه درارتباط باآوهستندبه بشریت ابلاغ می گردد، دراندیشه اسلامی تنها خداوند ازمصالح ومفاسد کارها، وروابط وپیوستگی های امور آگاهی دارد، ودرقانون گذاری تحت تأثیر هواها وخواسته های نفسانی قرارنمی گیرد چون بی نیاز وغنی مطلق است وبرای دریافت قوانین الهی چهارمرجع صلاحیتدار وجود دارد:

۱-قرآن کریم: قرآن کریم بعنوان نخستین منبع اساسی قانون گذاری اسلامی می باشد ، که مشتمل بر ۶۳۴۲ آیه ، و ۱۱۴سوره است ودرطول بیست وسه سال بوسیله فرشته وحی برحضرت محمد(ص)، بحسب مقتضیات ونیازمندی های زمان ومکان، نازل گردیده است .

۲-سنت : ازمجموع آیات قرآن کریم تعداد پانصد تای آنها مستقیما به احکام وقوانین زندگی مربوط می شود که به « آیات الاحکام » تعبیرشده است اماقوانین زندگی بیشترازآن است که با پانصد آیه تبیین وترسیم شود، هرکدام ازمسائل چون نماز، روزه، زکات، خمس، حج، و…. فروعات ومسائل جزئی فراوان داردکه بیان آنها بعهده سنت است ، قرآن بمنزله قانون اساسی به کلیات پرداخته وپیامبر(ص) وجانشینان معصوم او جزئیات رابحسب مقتضیات وشرایط زمان ومکان بیان می کند که اصطلاحا به آن « سنت» اطلاق می شود.

اما آنها دربیان جزئیات چیزی ازخود ندارند بلکه « ماینطق عن الهوی الاوحی یوحی»(۱۲۰) وطبق عقیده شیعه سنت عبارت است از: «گفتار، رفتاروتقریرمعصوم» وسنت با این توضیح می تواند مطلقات قرآن را تقیید، عمومات آن را تخصیص، مجملات رابیان ومسائلی که درقرآن نیامده را برای مابیان کند.

۳-اجماع : اجماع سومین منبع قانون گذاری اسلامی می باشد، اجماع یعنی اینکه تمام دانشمندان اسلامی درباره حکمی شرعی اتفاق نظر ووحدت عقیده داشته باشد، اما اجماع درعقیده شیعه دربرابرکتاب وسنت حجیت استقلالی ندارد بلکه ارزش آن درکاشفیت از قول معصوم است

۴-عقل : گرچند دراینکه عقل را بعنوان چهارمین منبع قانون گذاری اسلامی محسوب کنیم اختلافات زیادی است که دراینجا مجالی برای بسط وگسترش آن نیست ، اما علی رغم آن اختلافات بعد ازمنابع سه گانه عقل چهارمین منبع محسوب می شود.

اما حقوق بشر فقط برعقل بشری اتکاه دارد ویا ازعرف ،عادات، و سنت های مردمی نشئت گرفته است که منبع آنها نیز عقل بشری می باشد. که صبغه بشری بودن در بند بند آن تبلورمی کند.

نتیجه

از دوگزاره دین وحقوق بشر، بیشتر تعارض وتباین این دوبرسرزبان ها افتاده است، باتأمل وتعمقی که دراین تحقیق روی این موضوع صورت گرفته، وازمیان ادیان کاملترین آن ها که اسلام است انتخاب شده، به جرئت می توان گفت که اسلام نه تنهاحقوق بشر را که حقوق حیوانات ، گیاهان وحتی جمادات را به دقت مراعات کرده است، بله حقوق بشری که دست نوشته برخی انسان ها است ونواقص فراوان داردمی تواند درتعارض وتباین باشد .بانگاه تطبیقی به ارکان اعلامیه جهانی حقوق بشر ؛چون انسان، حیات، کرامت ، آزادی عقیده وآزادی اندیشه، از نگاه دین وحقوق بشر، به این نتیجه می رسیم که دین اسلام نگاه بسیار جامع وکامل به این امور داشته که آن اعلامیه فاقد این جامعیت وکاملیت است. وبا نگاه جستاری بر منابع هرکدام وتمرکز ویژه برشرایط قانون گذار، چون: رهیده ازبند طبیعت، وعلم راسخ ،حق قانون گذاری از غیرخداوند، سلب می شود وکاستی های اعلامیه حقوق بشر، بیش از پیش رخ می نماید.

پی نوشت ها :

۱ . در تضاد بین حق وتکلیف در دید اندیشمندان غربی گرچند حق مقدم است اما بازهم تکلیف ساقط نمی شود بلکه دررتبه بعد ازحق قرار می گیرد.

۲ . عبدالله جودی آملی، فلسفه دین ، فلسفه حقوق بشر، ص ۷۴ .

۳ . سوره حج / ۶۲ .

۴ . نقدی برقرائت رسمی ازدین ؛بحران ها ، چالش ها، وراه حلها/ محمد مجتهدشبستری، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱ ، ص ۲۰۳ .

۵ . مثلا اینکه فرزند چه حقوقی برعهده پدر دارد،وبالعکس، ربطی به مسئله حقوق بشر ندارد، تمام آنچه درحقوق انسان ها بریکدیگر درکتاب های اخلاقی برشمرده شده بیرون ازبحث حقوق بشر است(همانجا) .

۶ . لسان العرب ، ج ۴، ص ۶۰،العین، ج۶،ص۲۵۹ .

۷ . قاموس قرآن، ج‏۱، ص: ۱۹۳ .

۸ . ساموئل کینگ، جامعه شناسی، ترجمه مشفق همدانی، تهران: سیمرغ، ۱۳۵۵، ص ۹۲٫

۹ . ادیان بشری معمولا به آنهای اطلاق می شودکه منشأ آن ترس، خیالات ، سحر وشعبده، ترس ونظائر آن می باشد، وریشه درنیازهای آدمی دارد، انسان بدلیل برخی نیاز های روانی یا اجتماعی به پیروی ازآنها کشانده شده است (برای اطلاعات بیشر به کتاب : خدا دراندیشه بشر / عبدالله نصر ، مراجعه شود) .

۱۰ . علامه محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج ۸، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۷۲، ص ۱۳۴، و نیز ر.ک: ج ۲، ص ۱۳۰، ج ۴، ص ۱۲۲، ج ۱۰، ص ۱۸۹، ج ۱۶٫ ص ۱۷۸٫

۱۱ . عبدالله جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، قم: موسسه فرهنگی رجاء، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص ۹۳ .

۱۲ . . محمّد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، ج ۱ و ۲، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ هفتم، ۱۳۷۰، ص ۲۸ و ۲۹ .

۱۳ . آل‏عمران : ۱۰۳ .

۱۴ . زین العابدین قربانی ، اسلام وحقوق بشر، ص ۱۴ .

۱۵ . زین العابدین قربانی ، اسلام وحقوق بشر، ص ۱۴ .

۱۶ . عبدالله جودی آملی، فلسفه دین ، فلسفه حقوق بشر، ص ۷۵ .

۱۷ . زین العابدن قربانی ، اسلام وحقوق بشر، ص ۱۵ .

۱۸ . فلسفه سیاسی کانت: اندیشه سیاسی درگستره فلسفه نظری وفلسفه اخلاق ، سیدعلی محمودی، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۸۳ ، ص ۳۶۸ .

۱۹ . اقتباس ازکتاب : اسلام وحقوق بشر، زین العابدین قربانی ، ص ۱۰۳ و ۱۰۴ .

۲۰ . اسلام وحقوق بشر، ص ۱۶ .

۲۱ . حقوق طبیعی د راندیشه دانشمندان مسیحی باعقاید مذهبی تلفیق شده وبرای آن پشتوانه الهی قائل بودند، ، به نظر توماس فیلسوف مذهبی قرن سیزد هم میلادی، قانون را به سه دسته الهی، فطری و بشری تقسیم کرد، قوانین الهی ناشی از اراده پروردگاراستکه عقل بدان دسترسی ندارد، قوانی فطری یا طبیعی جلوه ای ازمشیت الهی است که بشر آن را درمی یابد وقوانین بشری محصول فکر انسان است اما لازم است که سازگاری خود را با قوانین فطری حفظ کند، پس منبع حقوق فطری اراده خداوند ومقصد آن اقامه عدل است (فلسفه حقوق ، ناصرکاتوزیان، ج۱، ص ۲۶ ) .

۲۲ . فلسفه حقوق، ناصرکاتوزیان، ج۱، شرکت سهامی انتشارات، ۱۳۷۷، ص ۳۱ .

۲۳ . همان جا .

۲۴ . اقتباس از : اسلام وحقوق بشر اسلامی ، زین العابدین قربانی ، ص ۱۶ و ۱۷ .

۲۵ . نظام حقوق زن دراسلام، مرتضی مطهری، ص ۱۴ .

۲۶ . نظام حقوق زن دراسلام، مرتضی مطهری، ص ۱۴ .

۲۷ . اسماعیل حکیمی، جایگاه حقوق بشر درقانون اسلامی، در ( مجموع مقالات سمینار افغانستان وقانون اساسی آینده )، ج۱، ص ۲۱۰ .

۲۸ . سیدمحمدعلی داعی نژاد، ایمان وآزادی درقرآن، به نقل از: قبسات،شمار ۵و ۶ ص ۷۶ .

۲۹ . سیدمحمدعلی داعی نژاد، ایمان وآزادی درقرآن ، ص ۷۳ .

۳۰ . همان ، به نقل از موریس کرنستون، تحلیل نواز آزادی، ص ۳۰- ۳۱ .

۳۱ . بقره ، ۲۵۶ ، ونساء ، ۳ .

۳۲ . اعراف ، ۱۵۸ .

۳۳ . محسن قدردان فراملکی ، حکومت دینی ازمنظر استاد مطهری، ص ۱۲۹ .

۳۴ . « انسان موجودناشناخته » نام کتابی است که بقلم توانائی فیزیولوژیست وزیست شناس معروف فرانسوی « آلکسس کارل» نگاشته شده است، دراین کتاب، موارد فراوانی بعنوان سرحدات علم انسانی وجود دارد که عبارات زیر یکی از آن موارد است : « در واقع جهل ما ازخود ، زوایا ونواحی وسیعی ازدنیای درونی ماهنوز ناشناخته مانده است وبیشترپرسش هائیکه محققین ومطالعه کنندگان زندگی انسان ، طرح می کنند بدون پاسخ میماند: چگونه مولکول های اجسام شیمیائی درساختمان پیچیده وگذران سلول ها جامی گیرند وزندگی را درخود نگاه می دارند؟! چگونه موجود درهسته سلول های جنسی ، خواص ارثی را انتقال می دهد؟ …. خصائص عضوی رروانی که هرکس ازپدر ومادر خود بارث می بردچطورباشرائط خاص زندگی محیط وتحت تأثیر مواد شیمیائی اغذیه وآب وهوا واصول فزیولوژیکی واخلاقی تغییرمی کنند؟ …. اینها وچه بسیار پرسشهای دیگرند که می توان برروی مسائل که مورد علاقه انسانیت است مطرح کرد وبرای آنها پاسخی نیافت ( انسان موجودی ناشناخته ، ص ۴، ) برگرفته از اسلام وحقوق بشر، زین العابدین قربانی ، ص ۲۹ و۳۰ .

۳۵٫ ارسطو، سیاست، ترجمه حمیدعنایت، شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران، ۱۳۵۸ ، ص ۱۰ .

۳۶ . نگاه اسلامی .

۳۷ . هرمن رندال، سیرتکامل عقل نوین، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص ۷۰ .

۳۸ . ژان پل سارتر، آگزیستانسیالیسم یامکتب انسانیت، ترجمه جواهر چی .

۳۹ . ایمانوئل کانت، دین درمحدوده عقل تنها، ترجمه ؛ منوچهر دره بیدی، ص ۶۰ .

۴۰ . حمزه علی وحیدی منش، مقایسه مبانی مردم سالاری دینی ودموکراسی لیبرالی، موسسه آموزشی پژوهیشی امام خمینی، قم ، ۱۳۸۴، ص ۱۱۵ .

۴۱ . قاموس قرآن ، ج ۱، ص ۱۳۳ .

۴۲ . آیات ۱۲- ۱۴ سوره مومنون، و آیه ۹ سوره سجده گواه براین مدعی است .

۴۳ . سوره اسراء ، ۷۰ .

۴۴ . سوره بقره، ۳۰ .

۴۵ . إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً ( احزاب ، ۷۲، إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ (ابراهیم، ۳۴) .

۴۶ . وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً ( اسراء ، ۱۰۰) .

۴۷٫ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً ( اسراء ۱۱) .

۴۸ . وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (یونس، ۱۲) .

۴۹ . کانَ الْإِنْسانُ أَکْثَرَ شَیْ‏ءٍ جَدَلاً ( کهف ، ۵۴ ) .

۵۰ . کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏ ( علق ،۶ و۷ ) .

۵۱ . اقتباس : عبدالله نصری، تکاپوگراندیشه ها، بامقدمه محمد رضا حکیمی، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واندیشه،تهران، چ۳، ۱۳۸۳، ص ۳۲۳ .

۵۲ . فلسفه سیاسی کانت، ص ۱۲۳ .

۵۳ . اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۱ .

۵۴ . اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵ .

۵۵ . همان ، ماده ۹ .

۵۶ . همان، ماده ۲۵ .

۵۷ . سند های جهانی حقوق بشر، اعلامیه اسلامی حقوق بشر، ماده ۴، ص ۵۹ .

۵۸ . سوره اسراء ، ۷۰ .

۵۹ . طهارت ذاتی انسان، محمد عابدینی، ص ۳۶ .

۶۰ . رسائل فقهی، ص ۸۶۰ .

۶۱٫ میثاق بین المللی ، حقوق مدنی وسیاسی ، ماد ۶، بخش سوم، ص ۹۵ .

۶۲ . دراعلامه اسلامی حقوق بشر نیز آمده است : زندگی موهتبی است الهی ، وحقی است که برای هرانسانی تضمین شده است – ماده ۲- بند الف ، ص ۵۸٫

۶۳ . سوره نساء، ۹۳ .

۶۴ . سوره اسراء / ۳۳ .

۶۵ . سوره بقر/ ۵۷ .

۶۶ . سوره مائده / ۳۲ .

۶۷ . سوره اسراء / ۳۱ .

۶۸ . بحار الانوار، ج ۲۰ ، باب ۱۲ ، ص ۹۸ ، روایت ۲۸ .

۶۹ . وسائل شیعه ، ج ۸، چ تهران، ص ۳۶۱ .

۷۰٫ سوره یس / ۷۰ .

۷۱ . سوره نحل / ۹۷ .

۷۲ . سیدمحمد علی داعی نژاد، ایمان وآزادی درقرآن ، انتشارات کانون اندیشه ، تهران، ۱۳۸۵، ص ۱۳۱ .

۷۳ . همانجا .

۷۴ . همان، ص ۱۳۲ .

۷۵ . سندهای جهانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر،ماده۱۸ ، ص ۷۱ .

۷۶ . همانجا .

۷۷ . إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلا (۱۵۰)أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیناً(۱۵۱) (سوره نساء ) کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى‏ورزند، و مى‏خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند، و مى‏گویند: «ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‏کنیم» و مى‏خواهند میان این [دو]، راهى براى خود اختیار کنند، آنان در حقیقت کافرند؛ و ما براى کافران عذابى خفّت‏آور آماده کرده‏ایم.

۷۸ . درآمدی برحقوق اسلامی، دفترهمکاری حوزه ودانشگاه، تهران ، سمت ، ۱۳۶۸، ص ۱۸۸ .

۷۹ . سوره بقره / ۲۵۶ .

۸۰ . سوره یونس / ۹۹ .

۸۱ . سوره غاشیه / ۲۲ .

۸۲ . سوره کهف / ۲۹ .

۸۳ . وهمینطور آیات دیگر چون ( ۱۰۴ سوره انعام، ۴۱ سوره یونس، ۱۵ سوره شوری، ۱۳۹ سوره بقره، ۲۰ سوره آل عمران، ۹۹ سوره مائده، ۹۲ سوره مائده، ۴۸ سوره شوری، ) بطور صریح به آزادی مذهب وعقیده پرداخته ودرموارد دیگر نیز تلویحا اشاراتی دارد( ۴۶ سوره عنکبوت، ۱۲۵ سوره نحل، ۱۹ سوره آل عمران، و…. ) .

۸۴ . مرتضی مطهری، جاذبه ودافعه ، انتشارات صدرا، قم، بی تا، ص ۱۴۳ .

۸۵ . – مهدی منتظر قائم، آزادی های شخصی وفکری ازنظرامام خمینی (ره) ومبانی فقهی آن، ستاد بزرگداشت یکصدمین سال میلاد امام خمینی، چ۱، ۱۳۸۱، ص ۶۸ .

۸۶ . همان، ص ۶۸٫

۸۷ . – مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص ۱۱- ۱۸ و ۶۳- ۶۵ و ۷۳ – ۷۵ .

۸۸ . انسان، ۳ .

۸۹ . آیات مبارکه : ۲۴ سوره زخرف، و ۱۷۰ سوره بقره دلیل برمدعی است .

۹۰ . بقره ، ۲۵۶٫

۹۱ . رسائل فقهی، محمد تقی جعفری، موسسه علامه جعفری ، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۰، ص ۱۵۵،

حیات معقول یعنی : عقاید واعمال نیکو در ارتباط چهارگانه : ( ارتباط انسان با خویشتن، ارتباط انسان باخدا، ارتباط انسان باهستی، وارتباط انسان باهمنوعان خود) است که ضامن رشد وکمال اومی باشد ، این کرامت ارزشی درمسیر حیات معقول او است ( همان ص ۱۵۸ ).

۹۲ . اقتباس از : رسائل فقهی ، محمدتقی جعفری، ص ۱۶۸ .

۹۳ . سندهای جهانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۱۸، ص ۷۱ .

۹۴ . – محمید معین ، فرهنگ معین ، انتشارات زرین ، تهران ، چ۳، ۱۳۸۶ ص ۱۶۲ و حسن عمید، فرهنگ عمید، سازمان چاب، انتشارات جاویدان، بی تا، بی جا، ص ۱۴۴٫

۹۵ . بقره، ۲۱۹٫

۹۶ . لسان العرب، ماده فکر .

۹۷ . الجرجانی، التعریفات، ص ۱۷۶٫

۹۸ . عبدالمجید نجار، آزادی اندیشه وبیان، ص ۳۵ – ۳۶ .

۹۹ . فیروزآبادی ، القاموس، ماده فکر .

۱۰۰ . اقتباس از کتاب : ایمان وآزادی درقرآن ، ص ۱۰۸ – ۱۲۶ .

۱۰۱ . مرتضی مطهری، جهاد، ص ۵۵٫

۱۰۲ . انفال، ۴۲٫

۱۰۳ . بقره، ۱۱۱- انبیاء ، ۲۴ – قصص، ۷۵ – نمل، ۶۴ ).

۱۰۴ . حجرات، ۱۳٫

۱۰۵ . بقره، ۲۱۳٫

۱۰۶ . روم، ۲۲ .

۱۰۷ . حجرات ، ۱۳٫

۱۰۸ . آل عمران، ۶۴٫

۱۰۹ . همان .

۱۱۰ . بقره، ۴۱٫

۱۱۱ . مائده، ۵ .

۱۱۲ . ممتحنه، ۶٫

۱۱۳ . عنکبوت، ۶۴٫

۱۱۴ . سندهای جهانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۲۱، بند۱، ص ۷۱٫

۱۱۵ . سندهای جهانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۲۱، بند ۳، ص ۷۱ .

۱۱۶ . حضرت علی (ع) درنامه ای به حاکم آذربایجان می نویسد : « ان عملک لیس بطعمه ولکنه فی عنقک امانه وانت مسترعی لمن فوقک ، لیس ان تفتات فی رعیه » مبادا بپنداری که حکومت که به تو سپرده شده است یک شکاراست که به چنگت افتاده است خیر، امانتی برگردنت گذاشته شده است ومافوق تو ازتو رعایت ونگهبانی وحفظ وحقوق مردم رامی خواهد، تو را نرسد که به استبداد ودلخواه درمیان مردم رفتاری کنی . ( نهج البلاغه، نامه ۵ ) درسوره مبارکه نساء آیه ۵۸ نیزه به این امر اشاره دارد.

۱۱۷ . حضرت علی دربخشنامه به مأموران مالیتی خود می فرماند : « فانصفوا من انفسکم واصبروا لحوائحجهم فانکم خزان الرعیه ووکلاء الامه وسفراء الائمه » نهج البلاغه نامه ۵۱ معنی : ( به عدل وانصاف رفتار کنید، به مردم درباره خودتان حق بدهید ، پرحوصله باشید ودربرآوردن حاجات مردم تنگ حوصلگی نکنید، که شما گنجوران وخزانه داران رعیت ونمایندگان ملت وسفیران حکومت هستید. » مرتضی مطهری ، سیر درنهج البلاغه ، ص ۹۲ .

۱۱۸ . مرتضی مطهری ، سیری درنهج البلاغه، ص ۸۹ .

۱۱۹ . فرق مبانی بامنابع : مبانی عبارت است از قواعد واصولی است که برهان ازآن قواعد واصول تشکیل می شود ، براین مقدمات ومبادی عنوان مبانی بحث اطلاق میشود اما این مقدمات ومبادی را ازکجاباید استنباط کرد، مدرک آن ها را منابع بحث می گویند. ( زن درآینه جلال وجمال ، ص ۵۹ ) .

۱۲۰ . سوره نجم/ ۴ .

۱۲۱ . عبدالله جوادی آملی، فلسفه دین ، فلسفه حقوق بشر، مرکزنشراسراء، قم، ۱۳۷۷، ص ۹۸٫

۱۲۲ . همان، ص ۹۷٫

۱۲۳ . زین العابدن قربانی، اسلام وحقوق بشر، ص ۳۴ .

۱۲۴ . همان، ص ۳۴ .

۱۲۵ . همان ، ص ۳۳ .

۱۲۶ . سید علی محمودی ، فلسفه سیاسی کانت، ص ۱۲۱٫

۱۲۷ . زین العابدن قربانی ، اسلام وحقوق بشر ، ص ۲۸ . به نقل ا ز : (رهبران بزرک، ص ۵۱ ) .

۱۲۸ . لقمان، ۳۴٫

۱۲۹ . زین العابدن قربانی ، اسلام وحقوق بشر ، ص ۲۸ .

۱۳۰ . سوره فاطر، ۴۲٫

۱۳۱ . یوسف ، ۴۰، ۶۷ .

۱۳۲ . وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏، إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏ ( سوره نجم، آیات ۳ و۴ ) .

منابع :

قرآن کریم

۱- ارسطو، سیاست، ترجمه حمیدعنایت، شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران، ۱۳۵۸

۲- ایمانوئل کانت، دین درمحدوده عقل تنها، ترجمه ؛ منوچهر دره بیدی،

۳-جلال الدین مدنی، مبانی وکلیات علم حقوق، تهران، نشر همراه، ۱۳۷۴

۴- حمزه علی وحیدی منش، مقایسه مبانی مردم سالاری دینی ودموکراسی لیبرالی، موسسه آموزشی پژوهیشی امام خمینی، قم ، ۱۳۸۴

۵- زین العابدین قربانی، اسلام وحقوق بشر، انتشارات کتابخانه صدرا، تهران، [بی تا]

۶- ساموئل کینگ، جامعه شناسی، ترجمه مشفق همدانی، تهران: سیمرغ، ۱۳۵۵

۷- سندهای جهانی حقوق بشر، مرکزتحقیقات فقهی قوه قضائیه ، گروه حقوق بشر(مسول گروه : امیرغنوی) فروردین ۱۳۸۵

۸- سید محمد علی داعی نژاد، ایمان وآزادی درقرآن، کانون اندیشه جوان، تهران، ۱۳۸۵

۹- سیدعلی محمودی، فلسفه سیاسی کانت: اندیشه سیاسی درگستره فلسفه نظری وفلسفه اخلاق ، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۸۳

۱۰- عبدالله جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، قم: موسسه فرهنگی رجاء، چاپ اول، ۱۳۷۲،

۱۱- عبدالله جوادی آملی، فلسفه دین ، فلسفه حقوق بشر، مرکزنشراسراء، قم، ۱۳۷۷

۱۲- عبدالله نصری، تکاپوگراندیشه ها، بامقدمه محمد رضا حکیمی، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واندیشه،تهران، چ۳، ۱۳۸۳،

۱۳- علامه محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج ۸، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۷۲،

۱۴- مجمع محققین وطلاب افغانستان، افغانستان وقانون اساسی اینده، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی ، قم ، ۱۳۸۲

۱۵- محمد تقی جعفری ، رسائل فقهی، موسسه علامه جعفری ، انتشارات تهذیب، ۱۳۸۰

۱۶- محمّد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ هفتم، ۱۳۷۰

۱۷- محمد مجتهدشبستری ، نقدی برقرائت رسمی ازدین ؛بحران ها ، چالش ها، وراه حلها/ تهران، طرح نو، ۱۳۸۱

۱۸- مرتضی مطهری، جاذبه ودافعه، انتشارات صدرا، قم، بی تا

۱۹- مهدی منتظر قائم، آزادی های شخصی وفکری ازنظرامام خمینی (ره) ومبانی فقهی آن، ستاد بزرگداشت یکصدمین سال میلاد امام خمینی، چ۱،۱۳۸۱

۲۰- ناصرکاتوزیان، فلسفه حقوق، ج۱، شرکت سهامی انتشارات، ۱۳۷۷

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 15:59  توسط m  | 

۵۰ ضد انقلاب برای تشدید جنگ نرم علیه ایران کتاب نوشتند

با عنوان الفبای ایران و برای حل پیچیده‌ترین معمای سیاست

خارجی آمریکا

`

۵۰ کارشناس حامی آمریکا با انتشار کتابی با عنوان The Iran Primer (کتاب الفبای ایران)برای تشدید جنگ نرم علیه ایران کتاب نوشتند.

ویژگی بارز نویسندگان کتاب The Iran Primer (الفبای ایران) گرایشات ضد انقلابی آنها می باشد.

کتاب الفبای ایران، تشدید جنگ نرم علیه ایران

کتاب الفبای ایران، تشدید جنگ نرم علیه ایران

برای تهیه “کتاب الفبای ایران “، ۵۰ کارشناس ایرانی و هم غربی – گرد هم آمده‌اند. ویژگی بارز این نویسندگان گرایشات ضد انقلابی آنها می باشد.هر کدام از آن‎ها با زوایای دید مختلف، نظرات‎شان را درباره ۶۲ موضوع مرتبط با ایران که در ۱۰ بخش تقسیم‌بندی شده‌اند، به رشته تحریر درآورده‌اند.

مؤلف این کتاب، رابین رایت، در معرفی کتاب مدعی شده که تلاش کرده‌است بدون هیچ‌گونه جهت‌گیری سیاسی، مجموعه‌ای از نظرات مختلف از اتاق‌های فکر و دانشگاه‌های مختلف را منعکس کند.

وی دلیل انتخاب این موضوع را عدم وجود درک درست از ایران در غرب – به‎خصوص با توجه به مسائل اخیر فی‎مابین – دانسته‌ که موجب شده است تا “ایران در حال حاضر پیچیده‌ترین معمای سیاست خارجی جهان ” باشد.

بر همین اساس، رایت، هدف خود را “جمع‌آوری منبعی کاربردی و در دسترس برای دست‌اندرکاران، تصمیم‌سازان، دانشگاهیان و دانشجویان و در اختیار قراردادن اطلاعات غنی‌ای برای هر کسی که علاقه‌مند به درک نقش محوری ایران در دنیای سیاست است ” اعلام کرده‌است.

این کتاب همچنین شامل تاریخچه‌ای از روابط ایران و آمریکا در زمان شش رییس‎جمهوری آمریکاست. پنج راه‌حل در تعامل دو کشور را بررسی می‌کند و در بخش پایانی هم اطلاعات آرشیوی همچون تاریخچه‌ها، مراکز هسته‌ای، قطعنامه‌های تحریمی و مسائل دیگر علیه ایران آمده است.

انتظار می‌رود که از کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای فوق که پروژه‌ای مشترک میان “مؤسسه آمریکا برای صلح ” و “مرکز بین‌المللی دانشگاهیان وودرو ویلسون ” است، در دسامبر امسال رونمایی شود.

درباره مؤلفان

۱ سیاست ایران

رهبری ایران- کریم سجادپور

شش رییس‎جمهوری- شائول بخاش

مجلس – فریده فرهی

قوه قضاییه – هادی قائمی

سیاست و روحانیون – مهدی خلجی

ایران و اسلام – جوان کول

ایران و دموکراسی – دانیل برومبرگ

۲ مخالفین

جنبش سبز – عباس میلانی

جنبش زنان – هاله اسفندیاری

جوانان – امید معماریان و تارا نسوندرانی

ابزار جدید سیاسی – ژونویو عبدو

۳ نیروهای مسلح ایران

سپاه پاسداران – علی‎رضا نادر

نیروی مقاومت بسیج – علی آلفونه

نیروهای مسلح متقارن – آنتونی کوردزمن

دکترین نظامی ایران – مایکل کانل

۴ جنجال هسته‌ای

برنامه هسته‌ای ایران – دیوید آلبرایت و آندره‌آ استرایکر

جنبه سیاسی برنامه هسته‌ای ایران – شهرام چوبین

برنامه موشکی بالستیک ایران – مایکل المن

ایران و IAEA – مایکل آدلر

۵ اقتصاد ایران

اقتصاد انقلابی – سوزان ملونی

صنعت نفت و گاز – فرید محمدی

معمای یارانه‌ها – سمیرا نیکو

بازار – کوان هاریس

۶ تحریم‌ها

تحریم‌های آمریکا – پاتریک کلاوسن

قطعنامه‌های سازمان ملل – جیسون استار

تحریم‌های مالی – ماتیو لویت

۷ آمریکا – ایران

دولت کارتر – گری سیک

دولت ریگان – جوفری کمپ

دولت بوش اول – ریچارد هاس

دولت کلینتون – بروس ریدل

دولت بوش دوم – استیفن هادلی

دولت اوباما – جان لیمبرت

۸ ایران و منطقه

ایران و عراق – مایکل آیزنشتات

ایران و افغانستان – محسن میلانی

ایران و خلیج‎فارس – افشین مولوی

ایران و ترکیه – هنری بارکی

ایران و اسراییل – استیون سایمون

ایران و فلسطینی‌ها – راشل براندنبرگ

ایران و سوریه – ژوبین گودرزی

ایران و لبنان – امیل هوکایم

ایران و چین – جان پارک

ایران و روسیه – مارک کاتز

ایران و اتحادیه اروپا – والتر پوش

ایران و متحدان دیگر – استیون هایدرمان

۹ ملاحظات سیاسی

بازخوانی ایران – الن لایپسون

تعامل با ایران – جیمز دابینز

راه دوم برای دیپلماسی – سوزان دی‌ماجیو

بازدارندگی ایران – کنت پولاک

گزینه نظامی – داو زخیم

۱۰ مردم، اماکن و رویدادهای کلیدی

ساختار قدرت ایران – مهرزاد بروجردی و کورش رحیم‌خوانی

نخبگان سیاسی ایران – مهرزاد بروجردی و کورش رحیم‌خوانی

تاریخچه رویدادهای سیاسی ایران – سمیرا نیکو

تاریخچه روابط خارجی ایران – سمیرا نیکو

تاریخچه رویدادهای نظامی و امنیتی ایران – سمیرا نیکو

تاریخچه فعالیت‌های هسته‌ای ایران – سمیرا نیکو

مراکز هسته‌ای ایران – سمیرا نیکو

تاریخچه تحریم‌های آمریکا – جیسون استار

تحریم‌های حقوق بشر – رابین رایت

نمودارهای قیمت و تولید نفت – فرید محمدی

پایگاه‌های اینترنتی برای اطلاعات بیشتر – سمیرا نیکو

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 15:56  توسط m  | 
 
  بالا